سنجش اعتبار آماری روشهای CB و CHARM در محاسبه جداول داده-ستانده منطقهای؛ مطالعه موردی: استان هرمزگان
نویسندگان
1 استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشکده اقتصاد علامه طباطبائی
2 دانشجوی کارشناسی ارشد توسعه اقتصادی و برنامهریزی دانشگاه علامه طباطبائی
3 استادیار گروه اقتصاد نظری، دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22084/aes.2017.12904.2391چکیده
جداول داده-ستانده منطقهای ابزاری ارزشمند برای برنامهریزی منطقهای هستند، اما تدوین جداول داده-ستانده منطقهای آماری امری دشوار، هزینهبر و زمانبر است. از اینرو پژوهشگران اقتصاد منطقهای از دهه 1950 سعی در معرفی روشهای غیرآماری مانند سهم مکانی و تراز کالایی بهمنظور محاسبه ضرایب داده-ستانده منطقهای و جداول داده-ستانده منطقهای داشتهاند. یکی از مهمترین کاستیهای روشهای سهم مکانی و تراز کالایی که برای حدود شش دهه لاینحل باقی مانده بود، کمبرآوردی بردار صادرات و واردات به دلیل در نظر نگرفتن «تجارت همزمان دوطرفه» بود که این موضوع منجر به بیشبرآوردی ضرایب فزاینده عرضه منطقه میشود. بهمنظور برونرفت از این مشکل در سال ۲۰۰۹ روش جدیدی با نام CHARM معرفی شد که نوع تکاملیافته روش تراز کالایی محسوب میشود و قادر است مسأله کمبرآوردی صادرات و واردات را برطرف نماید. در راستای مشاهدات فوق مقاله حاضر دو هدف اصلی را دنبال میکند: نخست کاربست روشهای CB و CHARM بهمنظور محاسبه جدول داده-ستانده منطقهای و محاسبه خطاهای آماری هر کدام از این دو روش در محاسبه ضرایب فزاینده عرضه، دوم تفکیک خطاهای آماری ایجاد شده در روش CHARM از ناحیهی فروض حاکم بر این روش به سه عامل خطای مقیاس، خطای تکنولوژی و خطای ناهمگنی. یافتههای این مقاله برای استان هرمزگان حکایت از آن دارد که اولاً خطای روش CHARM در برآورد ضرایب فزاینده عرضه به مراتب کمتر از روش CB است. ثانیاً در خصوص روش CHARM خطای ناهمگنی بیشترین سهم را در ایجاد خطای کل در محاسبه جدول داده-ستانده غیرآماری استان هرمزگان به خود اختصاص داده است.