سنجش حاشیه سود در صنعت خودروسازی ایران (بر اساس رهیافت هال- راجر)

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشیار گروه علوم اقتصادی دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
10.22084/aes.2017.1795
چکیده

هدف محوری تحقیق جاری سنجش شاخص لرنر و ارزیابی شکاف نسبی میان قیمت و هزینه نهایی در صنعت خودرو­سازی ایران می‌باشد. در این مقاله به تحلیل جامع از بازیگران فعال در بازار خودروی ایران و آنالیز شاخص‌های عملکردی و سنجش شکاف نسبی میان قیمت و هزینه نهایی با استفاده از رویکرد تعمیم‌یافته هال- راجر برای هفت شرکت خودروسازی کرمان موتور، ایران‌خودرو، مرتب، سایپا، پارس‌خودرو، بهمن خودرو و کیش خودرو در طی سال­های 1379 تا 1390 پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان ­می­دهد که بالاترین شکاف نسبی میان قیمت و هزینه نهایی برابر 787/0 و مربوط به شرکت کیش خودرو و پایین­ترین شکاف نسبی مربوط به شرکت سایپا با ضریب 219/0 می­باشد. بر اساس یافته­های تحقیق، حاشیه سود شرکت کیش خودرو 7/4، مرتب 37/4، کرمان موتور 05/3 و سایپا 28/1 است. نتایج تحقیق مؤید آن است که شرکت­هایی که به مونتاژ خودروی سواری در ایران می­پردازند؛ دارای حاشیه سود بالاتری نسبت به شرکت­های تولیدکننده خودروی سواری در کشور می­باشند. همچنین یافته­های تحقیق نشان می­دهد که خودروسازان کشور نتوانسته­اند حضور موفق در بازار جهانی داشته و حجم قابل‌توجهی از محصولات تولیدی، در بازار داخلی به فروش رسیده است. ارتفاع مانع ورود برای رقبای خارجی و تسلط دو بازیگر اصلی در این بازار و همچنین سیاست­های حمایتی تعرفه­ای و حمایت­های غیربازاری، حاشیه امن و پایدار برای بنگاه مسلط این صنعت و سایر رقبای داخلی در این بازار ایجاد نموده است.