مبانی تجربۀ عرفانی از منظر ابن عربی و جایگاه آن در هنر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتۀ تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، دانشگاه هنر تهران. تهران، ایران
2 دکترای مدرسی معارف اسلامی(تاریخ تمدن اسلامی)، دانشیار دانشگاه هنر تهران. تهران، ایران
doi
10.22034/ksiu.2023.95.55چکیده
تجربۀ عرفانی اعم از تجربۀ دینی است و یکی از جلوههای معنویت در حیات بشری و موضوعی جذّاب برای فیلسوفان و عارفان در هر دورهای بوده است. یکی از این عارفان، محیالدین ابن عربی، عارف مسلمان قرن هفتم قمری است که در اندیشۀ وی، کشف و شهود، مهمترین مصداق تجربۀ دینی شمرده میشد. هدف: هدف اصلی این تحقیق، شناخت مبانی عرفانی مؤثر بر هنر بود؛ لذا به تحلیل مفهوم کشف و شهود در ساختار معرفتشناختی ابن عربی و جایگاه کشف و شهود در هنر پرداخته شد. روش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و مطالعات کتابخانهای انجام شده است. یافتهها: ابن عربی تلاش کرده است هستی را در نظام عرفانی و هستیشناختی خود، به همان صورتی که انسان کامل مشاهده میکند یا در تجربیاتی که بر اساس عرفان انسان کامل شکل میگیرد، بیان کند. نمونههای این تجربه را میتوان در موارد زیادی از جمله در هنر مشاهده کرد. ماهیت و ذات هنر خود مسئلهای عرفانی و نوعی علم حضوری است و جزء معارف شهودی به حساب میآید. نتایج: اثر هنری با الهام از شهود و حس هنرمند شکل میگیرد، هنرمند در این مرحله برای رسیدن به کشف و شهود، نیازمند خیال است و سپس برای عینیتبخشی به صور خیالی که در ذهنش شکل میگیرد، از عناصر تجسّمی در اثرش بهره میگیرد.