نظریه بازی ها و نقش آن در تعیین سیاست های بهینه در تقابل استراتژیک بین سیاست گذار پولی و مالی (کاربردی از نظریه بازی های دیفرانسیلی و استاکلبرگ)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه اصفهان
2 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
3 استاد گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
4 دانشیار گروه اقتصاد و ریاضی دانشگاه تیلبرگ هلند
doi
10.22084/aes.2016.1492چکیده
در این مقاله چندین هدف دنبال میشود. در ابتدا به بررسی مفهوم نظریه بازیها و چگونگی شکلگیری مفاهیم کاربردی و بنیادی آن پرداختهشده است و سپس این موضوع که چگونه کارهای فن نیومن و مورگن اشتاین (1944) و جان نش (1950-1953)، سبب شکلگیری نظریه بازی مدرن شد، مورد بررسی قرار میگیرد. با بررسی چگونگی ورود نظریه بازی در فضای اقتصاد کلان مدرن، متوجه دستاوردهای عظیمی میشویم؛ این دستاوردها را میتوان مدیون کار کیدلند و پرسکات (1977) دانست. در این بررسی، دلیل اهمیت بازیهای دیفرانسیلی برای ما روشن میشود. برای بررسی کاربردی این نحوه از تقابل استراتژیک، در ادامه مقاله، تلاش شده است در قالب بازی استاکلبرگ یا همان بازی رهبر- پیرو با ساختار اطلاعاتی حلقه باز و بازخورد در چارچوب مدل تابلینی (1986)، مدل تعادلی برای اقتصاد ایران را طراحی و شبیه سازی نماییم. نتایج نشان میدهد که سرعت همگرایی به سمت تعادل در بازی با اطلاعات حلقه باز بیش از بازی با اطلاعات بازخورد است و همچنین سطح بدهی تعادلی در وضعیت پایا در بازی با اطلاعات بازخورد کمتر از بازی با اطلاعات حلقه باز است. همچنین نتایج حاصل از این مدل نشان میدهد که در بازی رهبر پیرو بین دولت و بانک مرکزی، میتوان سطح بدهی را به سطح هدف و مطلوب آن نزدیک کرد و حتی دولت میتواند با استفاده بهینه از درآمدهای نفتی، مانع از انتشار پول بیش از اندازه توسط بانک مرکزی شود.