رابطه درک بیماری با باورهای وسواسی با میانجی گری سلامت عمومی در بیماران مراجعه کننده جهت تشخیص کرونا
نویسندگان
1 استادیار روان شناسی تربیتی، دانشگاه علوم انتظامی امین، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران، ایران
3 دکترای روان شناسی عمومی، گروه رفتار حرکتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران، ایران
doi
10.22054/jep.2020.53270.3040چکیده
مقدمه: بحران بیماری کرونا به شیوه های متفاوتی اعم از جسمانی، هیجانی، اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی تاثیر گذار بوده است. که یکی از مهم ترین متغیر روان شناختی سلامت عمومی است. بنابراین هدف این پژوهش رابطه درک بیماری با باورهای وسواسی با میانجی گری سلامت عمومی در بیماران جهت تشخیص کرونا بود. روش پژوهش: توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی افراد مراجعه کننده به مراکز درمانی چهار گانه استان تهران در سال 99-98 برای تشخیص بیماری کرونا بودند. که از این تعداد 384 نفر از مراجعه کنندگان به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. سپس به کلیه پرسش نامه های درک بیماری، سلامت عمومی و باور وسواسی پاسخ دادند. یافته ها: به منظور ارزیابی از الگویابی معادلات ساختاری SEM استفاده شد. جهت تعیین کفایت برازش الگوی پیشنهادی با داده ها، ترکیبی از شاخص های برازندگی مورد استفاده قرار گرفتند. جهت بررسی روابط واسطه ای از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته ها نشان داد که الگوی مد نظر پژوهش دارای برازش است و سلامت عمومی رابطه بین درک بیماری و باورهای وسواسی را میانجی گری می کند. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها با بالا رفتن سطح درک بیماری، سلامت عمومی افزایش یافته و باورهای وسواسی کاهش می یابند. بنابراین تقویت ادراک بیماری به منظور کمک به سلامت عمومی و کاهش باورهای وسواسی می تواند به بهبود بیماران کمک کند. بنابراین بالابردن درک بیماری به عنوان یک راهبرد مهم در مداخله های درمانی و آموزشی ضروری به نظر میرسد.