اثرات نامتقارن کل های پولی دیویژیا بر تورم در ایران: رویکرد بیزین روش چرخشی مارکوف
نویسندگان
1 استاد گروه اقتصاد دانشکده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مازندران
2 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه کردستان
3 دانشیار گروه اقتصاد دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران
doi
10.22084/aes.2016.1405چکیده
هدف مطالعه حاضر بررسی اثرات نامتقارن کلهای پولی بر تورم در ایران است. پژوهش حاضر با تکیه بر نامتقارنی سیاستهای پولی نسبت به موقعیت زمانی دورههای رکود و رونقی که سیاست پولی در آنها اجرا میشود به بررسی اثرات نامتقارن شکاف پولی بر تورم در رژیمهای تورمی بالا و پایین میپردازد که در این راستا، با توجه به تنوع الگوی رفتاری در روند تورم ایران، تورم بهعنوان یک فرآیند تغییر رژیم مارکوف مدلسازی شده است. پژوهش حاضر برخلاف مطالعات پیشین، به بررسی نقش سیاستهای پولی بانک مرکزی در انتقال رژیمهای تورمی بالا به پایین (و برعکس) با استفاده از رویکرد بیزین روش چرخشی مارکوف میپردازد. همچنین برای تبیین رفتار تورم ایران از الگوی P* طی دوره زمانی 1369:1 تا 1390:2 استفادهشده است. علاوه بر این، در این پژوهش به دلیل نقش مهم تعریف حجم پول در اندازهگیری حجم پول و شکاف پولی، از کلهای پولی جمع ساده و دیویژیا استفادهشده است. نتایج مطالعه حاضر، اثرات شکاف پولی در رژیمهای تورمی مختلف را نامتقارن ارزیابی کرده و این اثرات در رژیمهای تورم بالا ضعیفتر از رژیمهای تورم پایین مشاهده گردید که در واقع مطابق انتظار نبود. دلایل این امر را میتوان در وقفههای اثرگذاری سیاستهای پولی، بیثباتی تقاضای پول و مهمتر از آن کاهش سرعت در گردش پول به دلیل رکود حاکم بر اقتصاد ایران و افزایش فعالیتهای سوداگرانه عنوان نمود. همچنین نتایج نشان میدهد که کلهای پولی دیویژیا نسبت به جمع ساده هم در بیان نامتقارنیها و هم در انتقال رژیمهای تورمی شاخص مناسبتری است؛ بنابراین پیشنهاد میشود بانک مرکزی با توجه به نامتقارن بودن اثرات سیاستهای پولی در رژیمهای تورم بالا و پایین، سیاستهای متناسب با این رژیمها اتخاذ نموده و از کلهای پولی دیویژیا برای بررسی نقش پول در سیاستهای اقتصاد کلان استفاده نماید.