مقایسه سامانههای نگهداری پیشنهادی Q و MRMR برای تقاطع تونلهای معدنی با استفاده از مدلسازی عددی (مطالعه موردی: تقاطع W3 معدن شماره یک پروده)
نویسندگان
1 دانشکده مهندسی معدن، نفت و ژئوفیزیک، دانشگاه صنعتی شاهرود
2 استادیار؛ دانشکده مهندسی معدن، نفت و ژئوفیزیک، دانشگاه صنعتی شاهرود.
doi
10.22044/tuse.2025.14764.1489چکیده
هدف اصلی این پژوهش، مقایسه سامانههای نگهداری پیشنهادی روشهای تجربی RMR و Q برای تقاطع تونلهای معادن زغالسنگ و برآورد میزان کارایی این روشهای طبقهبندی ژیومکانیکی در پایدارسازی تقاطعها است. در این مقاله، با تمرکز بر روی تقاطع W3 واقع در معدن شماره یک پرورده طبس به عنوان مورد مطالعاتی، اطلاعات لازم از طریق برداشتهای میدانی و آزمایشهای آزمایشگاهی، جمعآوری شد. بر اساس اطلاعات جمعآوری شده و با استفاده از روشهای تجربی طبقهبندی ژیومکانیکی MRMR و Q، ردهبندی توده سنگ انجام شد. سپس با توجه به امتیازهای به دست آمده، سامانههای نگهداری مناسب برای تقاطع W3 طراحی شد. در ادامه، سامانههای نگهداری طراحی شده با استفاده از روش المان محدود و با کاربرد نرمافزار FLAC3D مدلسازی شدند. به منظور اعتبارسنجی مدلهای عددی تهیه شده، وضعیت فعلی تقاطع به همراه سامانه نگهداری نصب شده در محل، مدلسازی شده و مقادیر جابجایی حاصل با مقادیر جابجایی برداشتشده از ابزاردقیق نصب شده در محل، مقایسه شدند. نتایج نشان میدهد که دادههایی که از مدلسازی به دست آمده با دادههای برداشتی از جابجاییسنجهای معدن، تطابق قابل قبولی دارد. در نهایت مدلهای تهیه شده بر اساس سامانههای نگهداری پیشنهادی هر یک از روشهای طراحی تجربی (Q و MRMR) تحلیل شدند. نتایج مدلسازیهای عددی نشان میدهد که سامانه نگهداری پیشنهادی روش Q نسبت به روش MRMR، محافظهکارانهتر است و منجر به رخداد جابجاییهای کمتر در تقاطع میشود.