بررسی ارتباط شاخص های AgNOR, Ki-67 با درجه بدخیمی کارسینوم موکواپیدرموئید غدد بزاقی

نویسندگان

1 استادیار و مدیرگروه آسیب شناسی دهان و فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد

2 استادیار گروه آسیب شناسی بیمارستان قائم دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد

3 استادیار گروه آسیب شناسی دهان و فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد

4 استادیار گروه آسیب شناسی دهان و فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد

doi
10.22038/jmds.2004.1592
چکیده

مقدمه : موکواپیدرموئید کارسینوما شایع ترین بدخیمی غدد بزاقی می باشد ، که طبق گروه بندی های رایج به سه گرید پایین ، بینابینی و بالا تقسیم می گردد. به خاطر وجود تفاوت فراوان در رفتارهای بیولوژیک، تشخیص دقیق وضعیت بیمار از نظر بافت شناسی و قرار دادن در یکی از گروههای مورد نظراز اهمیت ویژه ای در درمان و نهایتا پیش آگهی بیمار برخوردار است . مواد و روش ها : در یک مطالعه تحلیلی گذشته نگر 20 نمونه از بلوک های پارافینی بیماران با تشخیص قبلی  موکواپیدرموئید کارسینوما  در گرید های مختلف  از بایگانی بخش آسیب شناسی دانشکده دندانپزشکی و بیمارستانها ی قائم و امید مشهد تهیه گردید که شامل 5 نمونه گرید پایین ، 7 نمونه گرید متوسط و 8 نمونه گرید بالا  می گردیدند. از هر نمونه 3 برش تهیه شد که یکی با H&E رنگ آمیزی گردید و دو برش دیگر به ترتیب تحت رنگ آمیزی های هیستوشیمیایی AgNOR   و ایمنوهیستوشیمیایی Ki-67  قرار گرفتند. در نمونه AgNOR تعداد نقاط به طور میانگین در هسته  های یکصد سلول و در نمونه Ki- 67  نیز همچنین تعداد هسته های قهوه ای رنگ  در یکصد سلول شمارش گردیدند و سپس به کمک آزمون آماری ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن (Spearman) بررسی ارتباط بین گریدهای بافتی کارسینوم موکواپی درموئید با نقاط AgNOR و میزان بروز Ki-67  انجام پذیرفت. یافته ها : 1- ارتباط و همبستگی واضحی بین گرید های بافت شناسی کارسینوم موکواپیدرموئید و نقاط AgNOR وجود دارد.  (rs= 0.791,P value = 0.00 ) 2- وجود ارتباط بین گرید های بافت شناسی کارسینوم  موکواپیدرموئید غدد بزاقی  با بروز Ki-67 تایید  می گردد. (rs= 0.893,P value = 0.00 ) 3- یافته های فوق در بین دو گرید اول (پایین و بینابینی) به هم نزدیک بوده ولی ناگهان در گرید بالا دستخوش تزاید قابل توجهی می گردد. نتیجه گیری : می توان هر یک از دو روش فوق را جهت تایید درجه بدخیمی بافت شناسی بیمار مورد استفاده قرار داد و همچنین پیشنهاد می گرددکه بواسطه هم پوشانی نقاط AgNOR در  گریدهای پایین و بینابینی و نزدیکی بروز Ki-67 در این دو گرید، این دو گروه را در هم ادغام کرده و کلا برای این بدخیمی دو گروه درجه بدخیمی پایین و درجه بدخیمی بالا را فرض کرد.