مطالعه مؤلفههای پستمدرنیست در سینمای معاصر ایران (موردپژوهی فیلمهای شیرین و فروشنده)
نویسندگان
1 استادیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد سینما، گروه هنرهای نمایشی، دانشگاه .کمال الملک، نوشهر، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2025.383070.615945چکیده
ین پژوهش با هدف بررسی و تحلیل بازنمود مؤلفههای سینمای پستمدرن در سینمای معاصر ایران انجام شده است. مدرنیته با گسست از سنت پا به عرصه گذاشت اما در دوره پستمدرنیسم نتایج و المانهایی آن مورد تردید و بازنگری قرار گرفت. سینما نیز بهعنوان رسانهای پویا در جهان متأثر از مؤلفههای پستمدرنیسم تحول یافته است. گفتمان دوره پستمدرن با مؤلفههایی چون گسست زمان، فروپاشی کلان روایتها، بینامتنیت، عدم قطعیت و از بین رفتن مرز واقعیت و هنر در دهه 90 میلادی به انحای گوناگون در سینما بازنمود داشته است. سینمای ایران نیز مستثنا نبوده و بررسی مؤلفههای پستمدرن در آن مورد توجه و ضروری به نظر میرسد. ازاینروی مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی مؤلفههای سینمای پستمدرن در سینمای ایران است. روش پژوهش کیفی-نظری با رویکرد توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانهای و تحلیل متون نظری با تأکید بر آرای نظریهپردازانی چون ژان فرانسوا لیوتار و ژان بودریار جمعآوری شده است. بهمنظور آشکارسازی مسئله، دو فیلم شاخص از سینمای معاصر ایران، یعنی شیرین (عباس کیارستمی) و فروشنده (اصغر فرهادی)، بهعنوان مطالعه موردی انتخاب و تحلیل شدهاند. تحلیل دو فیلم منتخب از سینمای معاصر ایران نشان داد که مؤلفههای پستمدرن بهطور بارز در آثار فیلمسازان ایرانی بازتاب یافته است، هرچند بستر روایی آنها متفاوت است. یافته اصلی این پژوهش، تمرکز هر دو فیلم بر شکستن مرزها و پرسشگری است. این امر از طریق روابط بینامتنی (استفاده از سایر هنرها و آثار مختلف)، مخدوشکردن مرز واقعیت و تخیل/حریم خصوصی، مشارکت دادن مخاطب در ابهامات اثر و خطاب قرار دادن ماهیت سینما محقق شده است. این شیوه، بیانگر رشد محتوایی و پیشرفت فرمال در سینمای ایران بوده که هدف آن آشنازدایی و فعالسازی ذهن مخاطب برای مطالبهگری است. این یافتهها نشان میدهد که سینمای معاصر ایران بهطور فعال درگیر گفتمانهای جهانی است و مؤلفههای پستمدرن را نهتنها در محتوا بلکه در فرمهای روایی نیز بازتولید میکند.