نظام خانوادۀ ایرانی در منظومه‌های پهلوانی پس از شاهنامه

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دکتر شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانش‌آموختۀ دورۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دکتر شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دکتر شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
چکیده

خانواده اصلی‏ترین نهاد جامعه است و در همۀ زمان‌ها و مکان‌ها، شکلی از آن دیده می‏شود. متون روایی ادبیات کلاسیک ایران جدا از ارزش‏های زیبایی‏شناختی، می‏تواند منبع مهمی در بازشناسیِ تاریخی نظام خانواده در ایران باشد. منظومه‏های پهلوانی، مثل بسیاری از منظومه‏های غنایی و تعلیمی، جهان خانواده و ارتباط خانوادگی را درون‏مایۀ بسیاری از روایت‏های خود قرار داده است؛ به‌عبارت‌دیگر نظام خانواده یکی از مضامین فرامتنی و پس‌زمینه‌ای منظومه‏های پهلوانی است. کشف و تبیین ساختار خانواده در این متون، به‌مثابۀ فهم عناصر تشکیل‏دهندۀ بنیادهای فرهنگی یک ملت، می‌تواند در فهم باستان‌شناختی آن، کلیدی به دست جامعه‏شناسان و محققان تاریخی خانواده دهد. ازاین‌رو در این جستار سعی می‏‏شود با روش توصیف، تحلیل محتوا و مقایسه ازیک‌سو ساختار و کارکردهای نظام خانوادۀ ایرانی و صورت‏ها و معیارهای ازدواج در منظومه‌های پهلوانی پس از شاهنامه (بانوگشسب‏نامه، برزونامه، بهمن‏نامه، فرامرزنامه، کوش‏نامه و گرشاسب‏نامه) بررسی شود. در این منظومه‏ها تشکیل خانواده یک ضرورت است که نقش بازتولید، حراست و نگهداری، جامعه‌پذیری، کنترل‌کنندۀ رفتار جنسی، عطوفت و انس و آماده‌سازی پایگاه اجتماعی را بر عهده دارد. ازدواج سیاسی، پنهانی، ازدواج با زنان اسیر، ازدواج از طریق خرید همسر و ازدواج براساس سنت حماسی از مهم‌ترین شکل‌های ازدواج در این منظومه‏ها هستند.