ترجمان استعاره مفهومی به زبان تصویر در سینمای شاعرانه با نگاهی به فیلم نیویورک مجاز مرسل اثر چارلی کافمن
نویسندگان
1 استاد گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، گروه مطالعات عالی هنر،پردیس بین المللی کیش، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2025.387948.615993چکیده
سینمای شاعرانه رویکردی فیلمسازانه است که با الهام از آرایههای ادبی و بهویژه استعاره، خلق معنا را از طریق تصویر محقق میسازد. این پژوهش، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به بررسی چگونگی بازنمایی تصویری استعاره و نقش آن در خلق بیانیههای اگزیستانسیالیستی در سینمای چارلی کافمن میپردازد. این مطالعه بر فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» تمرکز دارد و نشان میدهد که این اثر چگونه از طریق تمهیدات بصری، مرز میان واقعیت و نمایش را از بین برده و خود تبدیل به یک بیانیهی فلسفی در باب پوچی و معنای زندگی میشود. برخلاف آثار مشابه که در آنها هنرمند به خلق جهانی استعاری میپردازد، این پژوهش استدلال میکند که کافمن در فیلم خود، قهرمان داستان (کیدن) را به تدریج به یک استعاره در دل اثر هنریاش تبدیل میکند. تحقیق حاضر بر این فرض استوار است که شخصیت اصلی، با بازسازی استعاری زندگی خود بر روی صحنه، تلاش میکند به حقیقت دست یابد، اما تنها در لحظه مرگ است که پاسخ قطعی برای او آشکار میشود. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» با تلفیق بیسابقه تخیل و واقعیت، به روایتی اگزیستانسیالیستی دست مییابد که در آن، مرگ تنها پایان قطعی برای جستجوی بیپایان انسان در جهان آکنده از استعارهها است.