واکاوی مفهوم آلودهانگاری در سینمای دیوید کراننبرگ با تأکید بر شخصیتهای زن بر اساس آرای ژولیا کریستوا
نویسندگان
1 دانشیار گروه سینما، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد سینما، گروه سینما، دانشکده هنر، دانشگاه بین المللی.سوره، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2025.384865.615963چکیده
مفهوم «آلودگی» در نظریهی ژولیا کریستوا بهعنوان تهدیدی برای مرزهای هویتی سوژه در مواجهه با عناصر طردشده تعریف میشود. این مفهوم ریشه در گسست کودک از بدن مادر دارد و در برخورد با پدیدههایی مانند جسد، خون، ترشحات بدنی و بدن زن بهمثابه غیرِ مرد نمود مییابد.پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و با روش تحلیل محتوای نشانهشناسانه انجام شده است. ابزار تحلیل شامل کدگذاری نشانهها بر اساس مؤلفههای نظریهی آلودگی کریستوا بوده است؛ بهویژه در تحلیل بازنمایی عناصر طردشده، مرزهای روانی و اجتماعی و بدن زن بهعنوان عامل بحران در ساختار روایی و تصویری آثار. پنج فیلم از آثار شاخص دیوید کراننبرگ، رعشهها، هار، فرزندان، اسکنرها و ویدئودروم، بهعنوان نمونههای منتخب ژانر وحشت جسمانی بررسی شدهاند.یافتهها نشان میدهند که در این آثار، بدن زن صرفاً سوژهای در معرض آلودگی نیست، بلکه عاملی فعال در فروپاشی مرزهای روانی، اجتماعی و نمادین به تصویر کشیده شده است. بدن زن در این فیلمها بستر بحران، تخریب نظم پدرسالار و انتقال ترس است.نتیجهگیری این پژوهش نشان میدهد که نظریهی آلودگی کریستوا نهفقط ابزاری برای تحلیل مفاهیم انزجار و طرد بهشمار میرود، بلکه چارچوبی مؤثر برای فهم نحوهی بازنمایی بدن زن در سینمای وحشت نیز فراهم میآورد. این چارچوب بهویژه در تبیین چگونگی فروپاشی مرزهای روانی، اجتماعی و نمادین از طریق بدن زن در آثار کراننبرگ مؤثر بوده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر پیوند میان جنسیت، خشونت و هویت در ژانر وحشت، به گسترش تحلیلهای میانرشتهای در تقاطع روانکاوی و مطالعات سینمایی کمک میکند.