ظهور بدنهای دورگه بر صحنه واقعیتِ ترکیبی
نویسندگان
1 استادیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران.
4 دانشجوی دکتری تئاتر، گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2025.391625.616043چکیده
مقاله حاضر به واکاوی ارتباط تماشاگر/شرکتکنندگان با اجراگر در بستر تئاتر واقعیت ترکیبی یا دیجیتال میپردازد؛ ارتباطی که با وساطت فناوریهای دیجیتال شکل میگیرد و تجربهی تماشاگر را بهطور بنیادین دگرگون میسازد. این دگرگونی ضرورت بازاندیشی نسبت بدن و فناوری را پیش میکشد. برای این منظور مقاله حاضر ضمن بررسی ارتباط وساطتیافته با فناوری این پرسش را پیش میکشد که همحضوری بدن و فناوری چه نوع «باهم بودنی» را ممکن میسازد؟ بدین منظور مقاله حاضر با بهرهگیری از رهیافت پساپدیدارشناسانه و با اتکا به مفاهیم پدیدارشناسانهای چون شاکله بدنی و ادراک حسی، به تحلیل شیوههای نوین مواجههی تماشاگر با اجرا در فضای دیجیتال میپردازد. نمونهی موردی پژوهش، اجرای ریموت x اثر گروه آلمانی «ریمینی پروتکل» است که با استفاده از هدفون و صدای هدایتگر درون آن، مرز میان واقعیت و مجاز را به چالش میکشد. تماشاگر در این فرایند در فضایی چندلایه میان ادراک محیط فیزیکی و درگیری با عناصر مجازی پیوسته جابهجا میشود. با وساطت هدفون بدن اجراگر (صدای درون هدفون) در بدن تماشاگر تجسد مییابد و «بدنی دورگه» خلق میشود که در آن مرز میان تماشاگر و اجراگر فرومیریزد. در این حالت، تماشاگر نه صرفاً تماشاگر که اجراگر هم است. بدین ترتیب، تجربه این اجرا صحنهای تازه برای درهمتنیدگی بدن واقعی و دیجیتال فراهم میآورد و امکانی است برای بازاندیشی در زیستجهان فناورانه و شیوههای نوین باهمبودن در اجراهای دیجیتال