تحلیل روان کاوانه سایه های بلند باد (1357): امر غریب فروید در سینمای ایران
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد سینما، گروه سینما، دانشکده سینماوتئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه سینما، دانشکده سینماوتئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2025.387392.615987چکیده
مقاله «غرابت نگرانکننده» نوشته زیگموند فروید در سال 1919، پژوهشی روانکاوانه است که تجربیات مواجهه با تظاهراتی ناآشنا، هراسانگیز و نگرانکننده را تفسیر مینماید. چنین تظاهراتی برحسب استدلال فروید به دو منشأ عقدههای کودکی و باورهای ابتدایی یا خرافی در ناخودآگاه منسوب میشوند و بهعنوان واقعیت روانی، واقعیت مادی را متأثر از خود میگردانند. پژوهش کیفی حاضر با اتکا به روش توصیفیتحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانهای و الکترونیکی، کوششی است باهدف تحلیل چگونگی ایجاد برخی از این تظاهرات در فیلم سایههای بلند باد (1357) که با موقعیتهایی نظیر همزاد، آنیمیسم (باور جاندارانگارانه بر اشیاء) و خانه اشباح در متن فروید، توصیف میشوند. سایههای بلند باد، اقتباس بهمن فرمانآرا از داستان معصوم اول نوشته هوشنگ گلشیری، روایتی روستایی با درونمایهای غیرواقعگرایانه است که نشان میدهد مترسک روستا توسط شخصیت اصلی فیلم عبدالله، بهمثابه همزاد وی تغییر هویت مییابد و همچون موجودی زنده و هراسانگیز در باور مردم پدیدار میگردد. از سویی، ساختارِ بنای متروک روستا در پوشش بصری فیلم، نمادی از تبلور فضاییِ غرابت نگرانکننده شده است. یافتههای پژوهش با رویکردی روانکاوانه و بهرهگیری از مقاله فروید، مؤید آن است که از خلال تمرکز بر ساختار روایی و تحلیل فرم بازنماییِ سه موقعیت فوق در فیلم، غرابت نگرانکننده همچون تظاهری از ناخودآگاه فردی و جمعی، بر نحوة درک واقعیت مادی، اثر نهاده است.