آپوریای واقعیت/خیال: عدم قطعیت در منتخبی از مونودرامها و درامهای سوررئالیستی ایرانی
نویسندگان
1 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دکتریتئاتر،گروههنرهاینمایشی،دانشکدگان هنرهایزیبا،دانشگاهتهران،تهران،ایران.
doi
10.22059/jfadram.2025.385240.615968چکیده
مفهوم عدم قطعیت در تاروپود جهان امروز تنیده و مفهومی مانند «واقعیت» را نیز درگیر خود کرده است. با اینکه به طور سنتی واقعیت در تضاد با خیال در نظر گرفته می شد، مطالعات بسیاری رابطه ی این دو را دارای همپوشانی می دانند. این پژوهش در پی نمایاندن چگونگی ایجاد این درهم تنیدگی معنایی در درام است. در بنیان فکنی ژاک دریدا، این درهم تنیدگی که در نتیجه ی تصمیمناپذیری است، آپوریا نامیده می شود. به نظر می رسد اگر متن آپوریای واقعیت/خیال را نشان دهد، خود-بنیان فکن می شود، یعنی خودِ متن درهمتنیدگی این دو مفهوم را نشان میدهد. پژوهش حاضر، یک مطالعه کیفی مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است که با بهرهگیری از شیوه اسنادی و بررسی نظاممند منابع کتابخانهای و الکترونیکی، به تحلیل تقابل واقعیت/خیال در نمایشنامههای هدیه جشن سالگرد، اینجا کجاست، خانمچه و مهتابی و خواب در فنجان خالی پرداخته است. این پژوهش بر فرض بنیادین استوار است که مونودرام و درام سوررئالیستی دارای ماهیتی خود- بنیانفکن هستند؛ ازاینرو، عملکرد آپوریا در این آثار مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد مونودرام با نمایش ذهن شخصیت و مفهوم واقعیت سوبژکتیو، و درام سوررئالیستی با کنار هم قرار دادن لحظات «واقعی» و «خیالی» خود-بنیانفکن و آپوریایی هستند. علاوه براین، آپوریای واقعیت/خیال به مفهوم «حقیقت» در تقابل با «واقعیت» نیز اشاره دارد. آپوریا همسو با «حقیقت» است که در آن، عین از طریق ذهن دریافت میگردد و درام گویی رگه هایی از «حقیقت» جهان را نیز می نمایاند، مفهومی که خود نمایندهی خود-بنیانفکنی است.