مفهوم اگزیستانسیالیستی ملال خلاقانه در نمایشنامۀ آرامسایشگاه، نوشته بهمن فرسی

نویسندگان

1 استادیار گروه سینما، دانشکده هنر، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.

2 کارشناس ارشد ادبیات نمایشی، گروه ادبیات نمایشی، دانشکده هنر، دانشگاه بینالمللی سوره، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfadram.2024.373898.615866
چکیده

در دهۀ پنجاه و سال‌های پیش از انقلاب، برخی نویسندگان دست به خلق آثاری زدند که فضایی معناباخته و متأثر از عاطفۀ ملال در آنها حاکم بود. علت و چرایی این مسأله نیازمند پژوهشی عمیق و متفاوت است اما به نظر می‌رسد نارضایتی‌ از شرایط سیاسی و فرهنگی در میان برخی نویسندگان که امیدی به بهبود وضع موجود نداشتند، در آثارشان با عنصر ملال بازنمایی شده است. بهمن فرسی از جملۀ این نویسندگان است که برخی از آثار او با مؤلفه‌های معناباختگی، واجد عنصر ملال نیز هست. ملال در تعریف اگزیستانسیالیستی خود همواره حاوی عنصری انتقادی است و الزاماً نشان از عدم رضایت از موقعیت مشخص یا کل هستی ندارد. ملال در فلسفۀ اگزیستانسیالیسم، به وضعیتِ بنیادین بشر اشاره دارد که همواره در جستجوی معنای وجودی و هستی شناختی خویش است. از این رو در این پژوهش با تحلیل نمایشنامۀ آرامسایشگاه از بهمن فرسی، ریشه‌های ملال بر اساس تعریف اگزیستانسیالیستی آن تحلیل شده است. چرا که بهمن فرسی در این اثر، به وضعیت مردمانی پرداخته است که از نارضایتی وضع موجود (جهان ماشینی) به جنون گرفتار شده‌اند و ملال زندگی آن‌ها را احاطه کرده است. با بررسی کنش شخصیت­های این نمایشنامه، ملال موجود از نوع خلاقانه ارزیابی می­شود و افراد برای رهایی از وضعیت بی­معنایی که در آن گرفتارند، به دنبال راه حل می­گردند.