وحدت نگاه به فرم موسیقی؛ کاربستِ نظریۀ آگاوو در صورت‌بندی رویکردها و تفاسیر متفاوت از فرم در کنسرتو ویولن مندلسون

نویسندگان

1 استادیار گروه موسیقی، دانشکدگان هنرهای زیبا،دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استادیار گروه نوازندگی سازجهانی، دانشکده موسیقی، دانشگاه هنر ایران،تهران، ایران.

3 کارشناس ارشد آهنگسازی، گروه آهنگسازی، دانشکده موسیقی،دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfadram.2024.382346.615940
چکیده

فرم از مهم‌ترین مفاهیم در موسیقی و از پرچالش‌ترین آن‌ها است. از دیرباز موسیقی‌شناسان تفاسیر و تعاریف متفاوتی از فرم داشته‌اند. رویکردهای تحلیلی گوناگون، هرکدام وجوه خاصی از ساختار فرمال یک اثر موسیقایی را روشن می‌کنند و گاه وجوه دیگری را نادیده می‌گیرند. بنابراین، انجام تحلیل‌های متنوع جنبه‌های بیشتری از یک اثر موسیقایی را آشکار و فهم عمیق‌تری از آن را حاصل می‌کند؛ هرچند، این گوناگونی گاه می‌تواند موجبِ تکثر و ابهام در فهم ساختار موسیقی، به‌ویژه در دورۀ رومانتیک، شود. بدین‌دلیل، آگاوو مبنی‌بر کهن‌الگویِ سه‌‌جزئی آغاز، میانه و پایان نظریه‌ای در‌بابِ تحلیل فرم موسیقی رومانتیک طرح کرده است. پژوهش کیفی حاضر در تلاش است با روشی توصیفی-تحلیلی برپایۀ نظریۀ آگاوو، صورت‌بندی واحدی از دو رویکرد تحلیلی متفاوت به ساختارِ کنسرتو ویولنِ مندلسون ارائه دهد؛ اثری که بداعت‌های ساختاریش اندک مطالعه شده است. در این‌ راستا، ابتدا ساختار موردِ مطالعاتی با دو رویکردِ فرم سونات و فرم قوسی‌شکل تحلیل و مشخص شد که این رویکردها چه وجوهی از ساختار را روشن می‌کنند. سپس، با کاربستِ نظریۀ آگاوو ساختار مورد مطالعاتی، برپایۀ دو معیار جایگاه و کارکرد، تحلیل و درنهایت یافته‌های حاصل از دو تحلیل ابتدایی، ذیل الگوی آگاوو صورت‌بندی شدند، تا فهم واحدی از رویکردهای تحلیلی متفاوت حاصل شود.