کارکرد آستانه‌ها در سه فیلم اصغر فرهادی بر اساس نظریات باختین و کریستوا

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد سینما، گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران،ایران

2 استادیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران،ایران.

doi
10.22059/jfadram.2024.376902.615887
چکیده

در این مقاله کارکرد آستانه‌ها در سه فیلم جدایی نادر از سیمین، گذشته و فروشنده، مورد توجه قرار گرفته است که با توجه به پژوهش‌های پیشین درباره سینمای فرهادی، رویکرد نوینی است. مفهوم آستانه در کرونوتوپ یا زمان-مکان داستان، توسط باختین وضع شده است و در نظریات ژولیا کریستوا بسط یافته است. هدف این مقاله آن است که بر اساس نظریات این دو متفکر و با تحلیل سه فیلم مذکور، وجوه مختلف آستانه‌ها در نظریات باختین و کریستوا، از جمله آستانه‌ها در روایت، آستانه‌های بدن، آشپزخانه به مثابه مهمانخانه، آستانه‌ها در میزانسن، دینامیک فقدان/ظهور سوژه، آستانه امر نشانیک/نمادین و پایان باز مکالمه، بررسی شود. در تحلیل اجتماعی‌روان‌کاوانه این سه فیلم مشخص شد کاربرد آستانه‌ها تمهید مؤثری در روایت، شخصیت‌پردازی و همراه کردن مخاطب بوده است. بیان چالش‌های اخلاقی شخصی در خلال روابط اجتماعی، خصیصه مهم سینمای فرهادی است، که با تکیه بر مفهوم آستانه باختینی و بسط این مفهوم در تحلیل اجتماعی/روانکاوانه ژولیا کریستوا، می‌توان آن را تبیین کرد. کریستوا در پی سقوط نظام‌های مفهومی در جامعه مدرن، هنر و روانکاوی را تنها امکان‌های تحلیل اجتماعی در عصر مدرن می‌داند و پژوهش حاضر نشان می‌دهد این سه اثر فرهادی، با تأکید بر مفهوم آستانه، امر اجتماعی را در بیان قصه‌های رنج شخصی در سینما بازنمایی کرده است.