تحلیل مقایسه‌ای ساختار زمانی روایت در آثار نمایشی بهرام بیضایی و اکبر رادی (مطالعۀ موردی نمایشنامه‌های افرا یا روز می‌گذرد و خانمچه و مهتابی)

نویسندگان

1 استاد، گروه فرانسه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، گروه ادبیات نمایشی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

3 دانشیار، گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا،دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfadram.2024.373499.615859
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی مقایسه­ ای ساختار زمان در نمایشنامه­ های افرا یا روز می‌گذرد و خانمچه و مهتابی می ­پردازد. ژار ژنت به منظور شناخت ساختار زمان در روایت، عناصر نظم، تداوم و بسامد را مورد تحلیل قرار می­دهد تا انواع گذشته/آینده­ نگری، زمان­ پریشی و شتاب­ های زمانی با ضرباهنگ ­های متفاوت در روایت مشخص شود. همچنین نظریه ­پردازانی چون فلودرنیک، ریمون-کنان و چتمن به بسط آرای وی در روایت ­های داستانی و نمایشی پرداخته ­اند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این است که بیضایی و رادی در قیاس با یکدیگر ساختار زمانی روایت را در متن نمایشی چطور به رشتۀ تحریر درآورده ­اند؟ هدف نیز مطالعۀ قیاس ­مند زمان روایت در متون این دو نویسنده از منظر ساختاری با تکیه بر آرای ژرار ژنت و دیگر نظریه ­پردازان این حوزه است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده­ ها از طریق اسنادی با مطالعات کتابخانه ­ای گردآوری شده است. یافته ­ها مؤکد این نکته ­اند که گذشته ­نگری و تخطی زمانی به گونه­ ای مبرز جریان روایی نمایشنامه و ساختار زمانی آن را دستخوش تغییر ساخته ­اند و در کنار آن تداوم و بسامد زمانی نیز دخیل بوده ­اند. درنتیجه نمایشنامه ­ها از لحاظ ارتباط حوادث با دیگر عناصر روایی مانند شخصیت­ ها، مضمون، پیرنگ و غیره قالبی نزدیک به سنت نمایشی ایرانی پیدا می ­کنند که در افرا به لحاظ شیوۀ روایت داستانی چشمگیرتر است. حال آنکه در خانمچه و مهتابی شکستگی ­های زمانی در ساختار روایت ارتباط بیشتری با جنبه­ های نمایشی پیدا می­کند.