مدل عِلّی کیفیتزندگیکاری براساس دلبستگیشغلی و هوشهیجانی با نقش واسطهای رضایتشغلی در کارکنان دانشگاه علوم پزشکی زنجان
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد، علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.30473/jpsy.2023.66303.1022چکیده
هدف این پژوهش تعیین میزان برازش مدل عِلّی کیفیتزندگیکاری براساس دلبستگیشغلی و هوشهیجانی با نقش واسطهای رضایتشغلی در کارکنان دانشگاه علوم پزشکی زنجان بود. این پژوهش از نظر هدف، جزء تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه پرسنل دانشگاه علوم پزشکی زنجان به تعداد 10000 نفر در سال 1400 بود که با روش نمونهگیری ساده تعداد 370 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامههای کیفیتزندگیکاری والتون (1973)، رضایت شغلی برافیلد و روث (1967)، هوش هیجانی بار- آن (2002) و دلبستگی شغلی کانونگو (1982)، بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری توسط نرم افزار pls و SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که اثر دلبستگیشغلی، هوشهیجانی و رضایتشغلی بر کیفیتزندگیکاری کارکنان و اثر دلبستگیشغلی بر رضایتشغلی کارکنان مثبت و معنادار است. اما اثر هوش هیجانی بر رضایت شغلی کارکنان مثبت و معنادار نبوده. همچنین اثر غیرمستقیم دلبستگیشغلی بر کیفیتزندگیکاری از طریق رضایتشغلی معنادار بود، لذا نقش رضایتشغلی بهعنوان واسطه میان دلبستگیشغلی و کیفیتزندگیکاری تأیید شد. و اثر غیرمستقیم هوشهیجانی بر کیفیتزندگیکاری از طریق رضایتشغلی معنادار نبوده، لذا نقش رضایتشغلی بهعنوان واسطه میان هوشهیجانی و کیفیتزندگیکاری تأیید نشد. به طور کلی نتیجه میشود که مدل عِلّی کیفیتزندگیکاری براساس دلبستگیشغلی و هوشهیجانی با نقش واسطهای رضایتشغلی با مدل تجربی برازش ندارد.