ژست در نقالی: ره‌یافتی به حرکات بدن در اجرای نقل براساس دیدگاه زبانشناسی شناختی؛ مطالعه موردی مجلس نقالی «سهراب‌کشی» مرشد ترابی

نویسندگان

1 استادیار، گروه ادبیات نمایشی دانشکده هنر، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.

doi
10.22059/jfadram.2024.369036.615822
چکیده

حرکات بدن از موضوعات مهم اما مناقشه ­برانگیز در تحلیل اجرا است. زبان­ شناسانی چون مک­نیل ژست بخشی جدایی ناپذیر از گفتار می­ دانند که نقش مهمی در سازماندهی افکار دارد بااین همه در خلاء روش ­شناسی مناسب، بررسی ­ها اغلب روایت کلامی را مبنای تحلیل قرار داده ­اند و کمتر به جایگاه ژست در ساخت چندوجهی زبان پرداخته ­اند. این پژوهش با تعمیم نظریه «ژست به مثابه فرم موقت» مولر بر نقالی نشان می ­دهد چگونه حرکات نقال به مثابه وجهی از زبان معنا می­ سازند. بدین منظور صحنه کشتی دوم رستم و سهراب از اجرای ضبط شده نقل سهراب­کشی مرشد ترابی(1389) انتخاب شد؛ صحنه از آغاز درگیری کشتی تا خنجر خوردن سهراب بدست رستم به مدت دو دقیقه و سی ثانیه، به24 عبارت ژست­ و 6 واحد ژستوار تقطیع شد. ابتدا موقعیت و مشارکت اندام ­های درگیرِ حرکت مستقل بررسی شد سپس هر واحد ژست از منظر فرم و انگیزه تجسم ­یافته کنش­ ها در سه گروه ژست های اشاره ای، ژست­ های تصویرگر و ژست های کارکردی تحلیل شد. یافته ­ها نشان می ­دهد نقطه کانونی اجرا بازنمایی رودرویی نهایی رستم و سهراب است. هرچه به اوج صحنه نزدیک می­ شویم، تعداد ژست ها افزایش می­ یابد و گفته ­ها محدود می­ شود. تاکیدهای کانونی­ ساز در گفتارژست وارها این صحنه بر «چرخ بلند» به عنوان شوربختی سهراب تاکید می­کند و سهم فریبکاری رستم در نتیجه کشتی دوم را کمرنگ نشان می­ دهد.