نمود نشانهشناسانهی مفهوم مونو نو آواره در انیمیشنهای ژاپنی با تمرکز بر فیلمهای «بهسوی جنگل کرمهای شبتاب» و «فرزندان گرگ»
نویسندگان
1 دانشآموخته دوره کارشناسی ارشد انیمیشن، گروه آموزشی انیمیشن، دانشکده پردیس بین المللی فارابی، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
2 استادیار گروه تئاتر، دانشکده سینما-تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2023.368082.615811چکیده
این مقاله تجلی زیباییشناسانهی مونو نو آواره را که اصطلاحی در فلسفه و اندیشهی ژاپنی است، در انیمیشنهای تولیدی این کشور جستوجو میکند و میکوشد به این سؤالها پاسخ دهد: آیا این مفهوم در انیمیشنهای ژاپنی نمود یافته است؟ در این صورت، چگونه نمود یافته است؟ شناختن این مفهوم فلسفی و جستوجوی آن در انیمیشنهای ژاپنی میتواند گامی در جهتِ درک بهتر جهانبینی حاکم بر انیمیشنهای ژاپن باشد. در این مسیر، به شیوهی توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای، نخست آرای متفکرانی همچون موتوئوری نوری ناگا و اوءنیشی یُوشینُوری بررسی، و بر اساس آن اصلیترین شاخصههای مفهوم مونو نو آواره استخراج و تبیین شده است. آنگاه، با توجه به این شاخصهها، با رویکردی نشانهشناسانه، دو فیلم انیمیشن بهسوی جنگل کرمهای شبتاب و فرزندان گرگ بررسی گردیده است. نتایج پژوهش نشان میدهد، در هر دو اثر، مونو نو آواره نمود یافته و این نمود در درجهی نخست در شخصیتپردازی و آنگاه در گرافیکِ صحنه است. البته در بخشهای تأثیر دراماتیک، و موسیقی هم نمود آن به درجاتی مشاهده میشود. تأثیر روایت داستان بر تمام این بخشها در دریافت نتایج حاصل بسیار حائز اهمیت است. پس با توجه به یافتههای پژوهش به نظر میرسد مونو نو آواره میتواند در انیمیشن ژاپن نمود یابد.