واکاوی نحوه‌های تلمیح و پارودی در روابط متون نقاشی و فیلم‌های پدرو آلمودوار بر اساس آرای ژرار ژنت و لیندا هاچن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکده پژوهشهای عالی هنر و کارآفرینی، گروه پژوهش هنر، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

2 دانشیار گروه تلویزیون، دانشکده تولید رادیو و تلویزیون، دانشگاه صدا و سیما، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه نقاشی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/jfadram.2023.363352.615787
چکیده

ارتباط سینما و نقاشی از جمله مقولاتی انگاشته می­شود که از دیرباز مورد توجه بوده است. پدرو آلمودوار را باید در زمره­ ی فیلمسازانی به شمار آورد که فیلم­ هایش پیوند وثیقی با هنر نقاشی دارند. آلمودوار با ارجاع به آثار نقاشان کلاسیک مانند ولاسکوئر و تیسین؛ هنرمندان مدرن نظیر دالی، مگریت، هاپر، پیکاسو و حتی نقاشان انتزاعی مثل موندریان و روتکو در دسته­ ی کارگردانانی قرار می­گیرد که امتزاجی از نقاشی و سینما در فیلم­ هایش نظاره می ­شود. این پژوهش به شیوه­ ی کیفی به تحلیل نقاشی در فیلم­ های پدرو آلمودوار می­پردازد. هدف از تحقیق پیش رو مطالعه­ ی نقاشی در سینمای آلمودوار با طرح این پرسش است که «فیلم­ های پدرو آلمودوار چگونه از متون نقاشی تأثیر پذیرفته ­اند؟». این مقاله برای پاسخ به این پرسش از روش توصیفی-تحلیلی بر مبنای آرای ژرار ژنت در حوزه ­ی بینامتنیت و لیندا هاچن در حیطه ­ی پارودی بهره جسته است. یافته ­ها مؤید این مطلب است که قاب­ های سینماتوگرافیک در فیلم­ های آلمودوار به انحای مختلفی از نقاشی استنساخ شده­ اند؛ گاه در قالب تابلو­های زنده و گاه در قالب تصاویری که آثار انتزاعی را به ذهن متبادر می ­سازند. تلمیح، وارونگی آیرونیک، فرامتن­ سازی و بازآفرینی به مثابه­ ی ادای احترام؛ به عنوان وجوه آرای این دو متفکر، اضلاعی هستند که فیلمساز به میانجی آنها از نقاشی در کارهایش سود برده است.