تحلیل موانع نتیجه بخشی سیاست گذاری نوآوری در ایران از منظر نهادی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی دکتری مدیریت تکنولوژی، دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

در این مقاله تلاش می­شود با نگاهی عمیق­تر به چهارچوب نهادی موردنیاز برای نتیجه­بخشی سیاست­های علم، فناوری و نوآوری کشور، حرکت تدریجی در جهت ایجاد یا تقویت نهادهای لازم مورد تأکید قرار گیرد. بدین­منظور وضعیت دو معیار مهم یعنی سطح قابلیت­های نهادی و قابلیت­های علمی و فناورانه در مورد ایران سنجیده می­شود. با تعیین جایگاه ایران به­عنوان کشوری با سطح قابلیت­های نهادی محدود و شکننده و همچنین قابلیت­های علمی و فناورانه متوسط، با مراجعه به تجارب کشورهای مشابه، دستورالعمل کلی قابل تجویز برای سیاستگذاری نوآوری عبارت است از افزایش در تحقیق و توسعه (R&D) شرکت­های تجاری از طریق بازترکیب قابلیت­های علمی و تکنولوژیک. در این راستا، تعدادی از مهم­ترین موانع نتیجه­بخشی سیاست­گذاری­ نوآوری از منظر نهادی عبارتند از: عدم­توجه دولت به سرمایه­گذاری شرکت­های تجاری در تحقیق و توسعه برای توسعه اقتصادی، استانداردهای قانونی ضعیف، نظام­های مالی توسعه­نیافته، فقدان زیرساخت مناسب کسب و کار، شرایط اقتصادی  نامساعد، فقدان سازمان­های منعطف و مستقل برای حمایت از گروه­های مختلف شرکت­های تجاری، وضع قوانین زائد و دست و پا گیر که هریک از موانع فوق با استفاده از راهکارهای مناسب قابل رفع هستند.