اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر مؤلفه‌های برنامه‌ریزی و حل مسأله‌ی کارکردهای اجرایی دانش‌آموزان دبستان

نویسندگان

1 روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی

2 مدیر گروه روانشناسی تربیتی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی

3 دانشگاه علامه طباطبایی

4 استاد علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران

5 دنشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22054/jep.2017.7763
چکیده

راه­حلِ مشکلاتِ تعلیم و تربیت کنونی، نیازمند رویکردی پیچیده­تر وآگاهانه است که بخشی مهم به­وسیله­ی علمِ مغز، ذهن و تعلیم و تربیت (یادگیری سازگار با مغز) ارائه شده است. یادگیریِ سازگار با مغز بر چگونگی یادگیری طبیعی مغز تأکید دارد و به دنبال تغییرِ چارچوب، بر اساس ساختار و کارکردِ واقعی مغز انسان برای ایجادِ آموزش مؤثر است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر مولفه­های برنامه­ریزی و حل­مسألۀ کارکردهای اجرایی دانش­آموزان پایه چهارم دبستانی بود. این پژوهش با طرحِ گروه کنترلِ نابرابر، از طرح­های نیمه­آزمایشی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه­ی دانش­آموزان دبستانی پسرانه غیر­دولتی مدارس سلام در شهر تهران ( 7 مدرسه) در سال تحصیلی 95-94 بود و نمونه­ی هدفمند به تعداد 38دانش­آموز پایه چهارم از دو مدرسه سلام منطقه 5 تهران انتخاب شد. 50 ساعت آموزش سازگار با مغز برای معلم گروه آزمایش و 3 ماه آموزش دانش­آموزان بر اساس طرح درس­های سازگار با مغز برای دروس ریاضی، فارسی و علوم اجرا شد. با استفاده از ابزار آزمون­ برج لندن، داده­های پیش­آزمون و پس­آزمون جمع­آوری شد و با استفاده از آزمون­های تحلیل کوواریانس یک راهه و چند راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که یادگیری سازگار با مغز بر افزایش مؤلفه­های برنامه­ریزی و حل­مسألۀ کارکردهای اجرایی مؤثر بوده است (416/0= اندازه اثر، 01/0>P، 94/24=F). این یافته‏ها، یادگیری و آموزش هوشمندانه و آگاهانه با توجه به مؤلفه‏ها و اصول یادگیری سازگار با مغز را بر توانایی برنامه‏ریزی و حل‏مسأله تأکید می‏کند.