واکاوی امکانات بالقوّه و بالفعلِ همآمیزی مُدال برای گسترش کارگان موسیقی کلاسیک ایرانی (مطالعهٔ موردی «داد و بیداد» و دستگاه شور به همراه متعلّقات آن از روایت عبدالله دوامی)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد موسیقی شناسی، گروه موسیقی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2023.350768.615703چکیده
یکی از امکانات بالقوّهٔ موجود در کارگان، همآمیزی دو موجودیّت مُدال و حصول یک موجودیّت مُدال مستقل از آنها است. یکی از نمونههای شاخص این امکان، «مقام داد و بیداد»، ابداع حسین علیزاده است. این مورد که در ادبیات موسیقیشناسی از نمونههای شاخص خلّاقیت در موسیقی کلاسیک ایران محسوب میشود، با استفاده از همآمیزی امکانات مُدال دو موجودیّت مُدال «داد» از دستگاه ماهور و «بیداد» از دستگاه همایون پدید آمده است. بررسی لایههای زیرین و نهان ردیف نشان میدهد که امکان مذکور بهصورت کاملاً سنّتی در بطن ردیف نیز به کار رفته است. مقالهٔ حاضر با استفاده از روشهای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی در راستای تلاش برای گسترش کارگان، با مطالعهٔ دو گروه نمونهٔ مطالعاتی امکان و چگونگی حصول موجودیّتهای مُدال جدیدی را از طریق همآمیزیهای مُدال، استخراج و معرّفی کرده است. اطّلاعات لازم از طریق بررسی آثار صوتی و مکتوب، مطالعات کتابخانهای و همچنین تجربیات عملی نگارنده گردآوری شدهاند. این پژوهش نشان میدهد همآمیزی فضاهای مُدال فرایندی متمایز از «مُدگردی» یا «مرکّبنوازی/خوانی» در موسیقی کلاسیک ایرانی است. در چنین فرایندی موجودیّتهای مُدال فرضی «الف» و «ب»، فضایی را به وجود میآورند که بسته به توانایی و ذوق خالق آن، از لحاظ موسیقایی معادل «اب»، «با» یا حتّی عنوان مستقل «ج» خواهد بود.