انتظامِ مُدالِ دستگاه و تأثیر آن بر نمودِ موجودیّتهای مُدال و امکان گسترش کارگان (مطالعهٔ موردی بیاتِ اصفهانِ قدیم – مخالفِ سهگاه و نیشابورکِ ماهور)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد موسیقی شناسی، گروه موسیقی، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران.
doi
10.22059/jfadram.2022.342530.615667چکیده
منطقِ دستگاه همواره دربردارندهٔ یک انتظامِ مُدال از یک سطح زیرایی بم به سطحی زیرتر بوده است. نکتهٔ حائز اهمّیت در این انتظامها این است که برخی از موجودیّتهای مُدال در دستگاههای مختلف با اسامی یکسان و گاهی هم متفاوت ظاهر میشوند. در نتیجه ممکن است یک موجودیّت یکتا نسبت به سطحِ زیرایی مبنای دستگاههای مربوطه در سطوحِ زیرایی متفاوتی ظاهر شود. به نظر میرسد یک موجودیّت مُدال در انتظامِ دستگاههای متفاوت، بهنوعی انطباقات دچار میشود. پژوهش حاضر با استفاده از روشهای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی و دو نمونهٔ مطالعاتی «مخالف سهگاه - بیاتِ اصفهان» و «نیشابورکِ ماهور» به مطالعهٔ انتظام مُدالِ دستگاه و تأثیر آن بر نمودِ موجودیّتهای مُدال و امکان گسترش کارگان در این نظام پرداخته است. این پژوهش نشان میدهد انتظامِ مُدال دستگاه و سطوح زیرایی نسبیِ موجود در آن در سه وجه تأثیرگذار و دارای اهمّیت است: ۱. جایگاه یک مُد نسبت به «درآمد»؛ ۲. جایگاه یک مُد نسبت به مُدهای پیشین و پسین؛ ۳. کلّیت یکپارچهٔ دستگاه بهعنوان یک نوبت مرتّب. همچنین تفاوتهای ریزساختاری مخالف و بیاتِ اصفهان قدیم ناشی از همین انطباقات درون یا خارج از منطقِ دستگاه است. بهطورکلی نتایج پژوهش حاضر حاکی از وجودِ ظرایفی است که تغییر در هر یک از آنها منتج به گسترش کارگان در سطوح مختلف خواهد شد.