پیوند عرصۀ عمومی و آداب گفتگو با نگاه به سه نمایشنامه از اسماعیل خلج
نویسندگان
1 دانشیار گروه نمایش، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد ادبیات نمایشی، گروه نمایش، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2022.344722.615682چکیده
عرصۀ عمومی، گردآمدن عدهای از شهروندان در یک زمان و مکان و پرداختن به کنش گفتوگو را از پیشنیازهای وقوع خود میداند. هدف از گفتگو، رسیدن به وفاق عقلانی و اثرگذاری بر دولت در تصمیمگیریها است. یورگن هابرماس، قهوهخانه را یکی از مصادیق عرصۀ عمومی میداند. عرصۀ عمومی در قهوهخانههای ایران در مقاطعی وجود داشته اما همواره تحتنظر و فشار نظامهای حکومتی بوده و نتوانسته حضوری پیوسته، پویا و مفید داشته باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی کوشید تا پیوندی میان نظریۀ عرصۀ عمومی هابرماس و قلمرو نمایشنامههای ایرانی برقرار کند. بدین منظور سه نمایشنامه از اسماعیل خلج که در قهوهخانه و میخانه میگذرند، گزینش شدهاند. هدف آن بود که گمانهزنی دررابطهبا وجود یا عدم وجود عرصۀ عمومی در دهههای 1340 و 1350 شمسی، با نگاه به این نمایشنامهها، آزمایش و سنجیده شود. نتیجه نشان داد که عرصۀ عمومی در فضای میان شخصیتهای این سه نمایشنامه شکل نمیگیرد. مهمترین علت این فقدان، عدم رعایت آداب گفتگو است. عدم وجود گفتگوی درست، هدفمند و سازنده میان شخصیتها، بهعنوان شهروند، موجب شده تا مراودهای میان دولت و ملت نیز برقرار نشود، دولت از مطالبات شهروندان خود آگاه نشود و معضلات اجتماعی و زیستیِ شخصیتها در فضای خصوصی ایشان باقی بماند.