نقشِ توصیف در گفتارِ «شخصیتهای بی نام» در تراژدی های یونان باستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتۀ پژوهش هنر دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس. تهران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2021.322771.615555چکیده
توصیف[i] در تراژدیهای یونان باستان جایگاهی مهم دارد و هستۀ داستانی وپیرنگ غالب این تراژدیها، علاوه بر آنکه بر بنیاد کنش و گفتار قهرمانان شکل میگیرد، بر اساسِ توصیف نیز استوار گشته است. یکی از انواع شخصیتهایی که در تراژدیهای یونان باستان نقش مهمی ایفا میکند، «شخصیت بینام2[ii]» است که در زمرۀ اشخاصِ فرعی تراژدی جای دارد و تراژدینویسان معمولاً برای آنها نامی برنگزیدهاند و از آنها با عناوین کلی، مانند پیک، مربی، دایه، نام میبرند. هدف از این پژوهش، کشفِ شیوههای پیشبرد پیرنگِ تراژدی، توسط گفتار[iii] ِتوصیفیِ «شخصیتهای بینام»، در گزیدهای از تراژدیهای آیسخولوس[iv]، سوفوکل[v] و اوریپید[vi] است. پرسش اصلیِ این است که «شخصیت بینام»، چگونه و با چه الگویی در به کاربردنِ توصیف، در بازآفرینی روایت دراماتیک تراژدیها از روایت اسطورهای، نقش ایفا میکند؟ پژوهشِ حاضر، به شیوهای توصیفی- تحلیلی، با ترسیم جدول در طبقهبندیِ انواع توصیف از زبان «شخصیتهای بینام»، به نتیجه میرسد که شخصیتهای بینام اگرچه در تراژدی نقش فرعی بر عهده دارند، اما در پیشبرد پیرنگِ روایت دراماتیک، نقشی اساسی و غیر قابل حذف دارند و گاه، مهمترین نقاط عطف در نمایشنامهها، مثل ترغیب شخصیت اصلی به عمل، یا آوردن خبر مرگ شخصیتهای اصلی و یا آشکار ساختن راز و مانند اینها بر عهدۀ آنها است.