خوانش بینامتنی اسطوره‌ی میوه ممنوعه در سه نمایشنامه‌ی برتر جشنواره‌های تئاتر کودک و نوجوان

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی- دانشکده ادبیات و علوم انسانی- دانشگاه بیرجند

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند

doi
10.22059/jfadram.2021.305234.615443
چکیده

آثار نمایشی کودک و نوجوان، به‌ویژه وقتی پدیدآورندگان آن­ها، در تعاملی بینامتنی با متون کهن، عناصر ساختاری مهمی از قبیل زمان، مکان، شخصیت­های داستانی و گاه حتی همه­ی یک پیکره­ی داستانی را دستمایه‌ی کار خود قرار می­دهند، گذشته از فراهم­آوردن زمینه­ی سرگرمی، تفریح و تخلیه­ی روانی، از سویی کارکرد آموزشی دارد و از دیگرسو بستر مناسبی است برای انتقال میراث نیاکانی (سنت­ها، آیین­ها و ...) به آگاهی نسل امروز. یکی از این آبشخورهای برجسته، اسطوره و روایت­های اسطوره­ای است که همواره به اشکال مختلف در آیین­ها، باورها و متون ادبی و هنری از جمله داستان­ها، نمایشنامه­ها و فیلمنامه­ها بازتاب یافته ­است. در این جستار با بهره­گیری از نظریه­ی بیش­متنیت ژرار ژنت، به شیوه­ی توصیفی- تحلیلی، چگونگی بازآفرینی اسطوره­ی میوه­ی ممنوعه (سیب) در سه نمایشنامه­ی برتر جشنواره­های تئاتر کودک و نوجوان، بررسی شده است. از مهم­ترین یافته­های پژوهش حاضر می­توان به این موارد اشاره کرد: نویسندگان این نمایشنامه­ها بیشتر با بهره بردن از روش گسترش متن (تراگونگی کمی)، بن­مایه­ی اسطوره‌ای میوه­ی ممنوعه را به کار برده­اند. البته در قسمتی از نمایشنامه­ها نیز برای درک بهتر و جذاب کردن نمایش، تراگونگی محتوایی نیز به چشم می­خورد. از این رو، زوایای پنهان این نمایشنامه­ها در پیوند با این بن­مایه­ی اسطوره­ای بهتر فهمیده می­شود.