تاریخ مفهوم مکتب اصفهان: بررسیِ گفتمانهای هویتساز در تاریخ معاصر موسیقی دستگاهیِ شهر اصفهان
نویسندگان
1 گروه موسیقی دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران. ایران
2 مدیر گروه موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jfadram.2021.296681.615492چکیده
در مقالۀ حاضر عنوان مکتب اصفهان با استفاده از رویکرد انتقادی ـ گفتمانی، در بستر تاریخ معاصر موسیقیِ دستگاهی شهر اصفهان بررسی شده است. این نوشتار نشان میدهد که عنوان مکتب اصفهان در بستر موسیقی دستگاهیِ شهر اصفهان تقریباً اوایل دهۀ چهل شمسی متولد شده و در سالهای بعد رشد و قوام یافته است. دو طیف عمده از این شهر به تبیین ویژگیهای مکتب اصفهان پرداختهاند: طیف سپنتا ـ کسائی ـ عمومی و طیف یاوری ـ کاظمی. طیف نخست نظراتش عمدتاً معطوف به سبکی در آواز بوده و بهویژه بر مؤلفههایی چون بداهه و خلاقیت تأکید داشته است؛ طیف دوم عمدتاً بر مؤلفههایی نظیر تَعَدُد و قدمت گوشهها تأکید داشته است. این مقاله نشان میدهد که نظرات طیف نخست غالباً معطوف به وقایع موسیقایی پایتخت بوده و رویکرد طیف دوم در تقابل با طیف نخست بوده است. این نوشتار با استفاده از رویکردهای نظری ـ انتقادیِ رایج در علوم انسانیِ معاصر، و رشتههایی چون اتنوموزیکولوژی، تاریخ و علومسیاسی در ارتباط با جنبشها و گفتمانهای احیاگر و اصالتگرا، به بررسی این مقوله در تاریخ معاصر موسیقی دستگاهی پرداخته است. این نوشتار نهایتاً مقولة مکتب اصفهان را پدیدهای برخاسته از شرایط دوران مدرن و جدید در بستر تاریخ معاصر موسیقی دستگاهی میداند.