احیای علم دینی در اندیشۀ امام خمینی (ره)

نویسندگان

1 دانشیار، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران.

2 استاد گروه فلسفه، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران.

3 استادیار گروه عرفان و اندیشۀ امام خمینی، پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی، تهران، ایران.

4 دانشجوی دکتری عرفان و اندیشۀ امام خمینی، پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی، تهران، ایران .

doi
10.22034/matin.2022.284406.1877
چکیده

در تاریخ اندیشۀ اسلامی، مباحث فراوانی پیرامون علم حقیقی و حقیقت علم، به‌ویژه در طریق تصوف مطرح شده است که مشهورترین نمونۀ آن را می‌توان کتاب احیاء علوم دین اثر ابو حامد محمد غزالی دانست. بااین‌حال، الگوی حاکم بر کتاب احیاء پیش از آن کتاب و پس از آن، الگوی مباحث بسیاری در باب علم بوده است. در این مقاله با بیان ارجاعات و مشابهت‌های آثار امام به کتاب احیاء و الگوی آن، نشان داده‌ایم که او به این الگو توجهی ویژه داشته است و در نقد وضع علم و عالمان روزگار خویش از آن بهره برده‌ است‏‏، درعین‌حال به قرائتی خاص خویش از این الگو رسیده است. امام با دو مفهوم «علم رسمی» و «حجاب» مسئلۀ احیای علم را، هم راجع به علوم سنتی و هم راجع به علوم جدید طرح می‌کند. همچنین از عمدۀ آموزه‌های مأثور از سنت احیای علم، مثل «ظاهر و باطن» و «قلب» استفاده می‌کند؛ اما برخی شخصیت‌های مطرح این سنت مثل شیخ کلینی و ملاصدرا را می‌پذیرد و برخی مثل غزالی را با همان معیارهای مطرح در این سنت نقد و رد می‌کند. همچنین امام خمینی نوآوری‌ها و نظریاتی خاص خویش در این زمینه دارد که تأویل اصطلاح جدید «علوم انسانی» در چارچوب سنت احیای علم و بازآرایی آموزۀ سنتی ولایت در چارچوب نظریۀ «ولایت‌فقیه» دو نمونه از برجسته‌ترین آن‌هاست.