بررسی تطبیقی مفهوم کودک بد سرپرست و آثار آن در فقه و حقوق با تکیه‌بر آرای امام خمینی (ره)

نویسندگان

1 استادیار دانشکده حقوق، دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی، قم، ایران.

2 استادیار، دانشکده حقوق، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

3 استادیار گروه حقوق، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22034/matin.2024.201565.1506
چکیده

مفهوم «کودک بد سرپرست» از مفاهیم نوپا در عرصۀ حقوق خصوصی است. ازآنجاکه «بد سرپرستی» آثار حقوقی و کیفری‌ای مانند سلب صلاحیت یا مجازات کیفری سرپرست را به دنبال دارد، بررسی این مفهوم ضروری است. مفهوم بد سرپرستی در فقه به‌صورت مجزا موردبررسی قرار نگرفته است؛ اما از خلال مباحث فقها می ­توان این مفهوم را استنتاج نمود. این مفهوم، در ضمن کلمات امام خمینی در مباحثی مانند سلب ولایت ولی، سقوط حضانت و عدالت در ارتباط با سرپرست طفل بیان شده است. همچنین این مفهوم در حقوق با کاستی­ها و نقایصی همراه است. قانون‌گذار تنها در یک مورد این اصطلاح را تبیین نموده است. گستردگی مفهوم بد سرپرستی و رد پای آن در جای‌جای حقوق، ضرورت بحث از مفهوم بد سرپرستی را با توجه به نیازهای روزافزون جامعه در این زمینه بیش‌ازپیش نمایان می ­سازد. سؤال اصلی آن است که ضابطۀ اطلاق بد سرپرستی بر سرپرستان شرعی و قانونی کودک چیست؟ اگرچه ضابطۀ تعیین‌شده در فقه بسیار کلی است، با تطبیق این مسئله با حقوق می ­توان به تعیین برخی از مصادیق غیر حصری آن دست‌یافت؛ بنابراین ضابطۀ کلی در فقه آن است که عمل حرام مرتبط با وظایف والدین، موجب اطلاق بد سرپرستی بر او می ­گردد. اطلاق بد سرپرست لزوماً به معنای سلب ولایت از کودک نیست؛ اما به دادرس در مقام صدور حکم عادلانه، کمک شایانی می­ نماید.