کاربست معرفت فطری در شناخت اوصاف الهی از منظر دکارت و ملاصدرا
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی تهران
2 دکترای مبانی نظری(دانشگاه معارف اسلامی قم)
doi
10.22034/ksiu.2023.94.95چکیده
هدف: کاربست معرفت فطری در شناخت صفات خدا از دیدگاه صدرا و دکارت با نظامهای فلسفی مختلف، تلاش برای بازنمایی نقش فطرت در کسب معرفت یقینبخش و استخراج وجوه اشتراک و افتراق خداشناسی فطری در فلسفة اسلامی و فلسفة غرب با هدف دستیابی به معیار و مبنایی مستحکم در اثبات معناداری گزارههای الهیاتی و تکامل مباحث خداشناسی است. روش: در این پژوهش عقلی، به نگرش این دو اندیشمند به شناخت صفات خدا مبتنی بر ادراک فطری با روش توصیفی، تحلیلی پرداخته شد. یافتهها: مهمترین وجوه اشتراک صدرا و دکارت در این زمینه، ابتنای شناخت اوصاف الهی بر معرفت فطری و بهرهمندی از عقل و شهود در شناخت صفات خدا؛ و از جمله وجوه افتراق این دو اندیشمند، تفاوت در تعیین مصادیق اوصاف الهی و اقسام و گسترۀ صفات خدا میباشد. نتیجهگیری: وجود اختلاف در مبانی فلسفی و معرفتشناختی نظیر اصالت وجود، اعتقاد به علم حضوری و به کارگیری ابزار وحی و شهود عرفانی در کنار عقل در فلسفۀ صدرا و نیز اصالت مفهوم، عدم شناخت علم حضوری و به کارگیری صرف عقل یا شهود عقلانی از جانب دکارت، در کنار رویکرد عرفانی صدرالمتألهین نسبت به صفات خدا در مقابل نگاه فلسفی و مقیاس صرفاً ریاضی دکارت در حوزۀ مباحث خداشناسی، این دو دیدگاه را متمایز گردانده است؛ اما اتفاق در برخی مبانی، موجب آرای مشترک و مشابهی در امکان شناخت فطری خدا و صفات او شده است.