اثرات رفتار حرکتی دوربین به مثابه "تجسمی از انسان" در فیلم "فرزندان بشر"

نویسندگان

1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه هنر اصفهان

2 عضو هیئت علمی گروه پژوهش هنر دانشگاه هنر اصفهان

doi
10.22059/jfadram.2021.316122.615505
چکیده

ژان لویی بودری در بحث از تکنولوژی سینما و قیاس آن با غار افلاطون، با تکیه بر نظریات روانکاوانه، نظریه آپاراتوس را مطرح می­کند و معتقد است آپارتوس سینما با ایجاد حالتی خواب آلود، تماشاگر را در فضایی به مانند مرحله­ی آیینه­ای لکان قرار می­دهد تا بیننده مجدداً هویت خود را باز یابد. اما مخالفان این نظریه معتقدند، آنچه که بودری مد نظر دارد نیازمند نگاه و مکاشفه­ای از بیرون غار یا سینما است، چرا که تا انسان­ها یا تماشاگران فیلم در مکانی محصور شده­اند، چگونه می­توانند بنیان­های فنی آنچه که بر آن­ها روا می­رود را دریابند؟ وینسنس هدیگر از دیگر منتقدان، رویکردی ذیل عنوان فلسفه­ی تکنولوژی را مناسب جهت بررسی «درک سینما به عنوان تکنولوژی» می­داند. محلی که تکنولوژی «میل به مجسم نمودن انسان» دارد. اما تحلیل او نه خود تکنولوژی سینما، بلکه فیلم­هایی با روایاتی از تکنولوژی را مد نظر قرار می­دهد. بنابراین پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانه­ای به روشی توصیفی-تحلیلی، سعی دارد صرفاً تکنولوژی سینما را در نوع به کارگرفتن دوربین فیلمبرداری در فیلم فرزندان بشر بررسی کند، تا نشان دهد چگونه ابزار می­تواند هویتی مستقل و انسان­گونه فارغ از محتوای فیلم و آپاراتوس داشته باشد تا تماشاگر را درگیر بنیان­های فنی و تکنولوژی سینما کند.

کلیدواژه‌ها