زیبایی شناسی ملال و دلزدگی در سینما از منظر اندیشه های گئورگ زیمل و والتر بنیامین: مطالعه ی موردی فیلم گاوخونی
نویسندگان
1 مربی گروه آموزشی سینما، دانشکدهی سینما تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
2 استادیار گروه آموزشی سینما، دانشکدهی سینما تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2020.281055.615315چکیده
در سینمای ایران فیلمهای مختلفی را میتوان یافت که ساختار خود را بر ترسیمِ ملال و دلزدگی قهرمانهای خویش بنا نهادهاند. در این آثار، شخصیتهایی منفعل، برآمده از وضعیت مدرن حضور دارند که با شخصیت-های کنشگرِ سینمای کلاسیک قرابتی ندارند. نکتهی مهم در اینجا است که علیرغم وجودِ فیلمهایی که بر ملال متمرکز بودهاند تا کنون کمتر پژوهشی در سینمای ایران انجام شده که بر چگونگی نمایشِ ملال و دلزدگی تمرکز کرده باشد. این مقاله تلاش دارد با تمرکز بر فیلم گاوخونی (بهروز افخمی،1381) چگونگی ظهورِ ملال و دلزدگی را در این فیلم، براساس اندیشههای متفکرانی چون والتر بنیامین و گئورگ زیمل مورد واکاوی قرار دهد. برای نیل به این هدف در ابتدا مفاهیم مذکور از منظر متفکرانی چون بنیامین و زیمل مورد واکاوی قرار میگیرد تا وجوه مختلفِ آنها نمایان شود. در ادامه با تمرکز بر فیلم گاوخونی چگونگی نمایشِ ملال و دلزدگی در این اثر بررسی میشود تا مشخص گردد که فیلمساز به چه طریقی توانسته معادلهای سینمایی مورد نظرش را برای ملالِ مدرن گزینش کند. یافتههای این پژوهش آشکار میسازد که فیلم گاوخونی به شیوههای مختلف به ترسیمِ کرختی شخصیت اصلیاش پرداخته و موفق شده این حس را توسط عناصر مختلفِ سینمایی بازنمایی کند.