تحلیلی بر نظریه خودآگاهی در جنگل جهان زیرین کلاریسا پینکولا استس مطالعه موردی انیمیشن قلعه متحرک هاول (۲۰۰۵) اثر هایائو میازاکی

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکترا پژوهش هنر دانشگاه هنر اصفهان

2 عضو هیئت علمی و ریاست دانشکده هنر دانشگاه الزهرا

3 استادیار دانشگاه هنر، دانشکده سینما و تئاتر

doi
10.22059/jfadram.2020.296026.615403
چکیده

الگوی «اسطوره­ی یگانه» یا صورت تغییر یافته­ی آن الگوی سفر قهرمان، الگویی بسیار شناخته شده میان نویسندگان و فیلم­نامه نویسان است و بسیاری از آثار بزرگ جهان بر اساس این الگو نوشته شده یا بر آن منطبقند. این مقاله قصد دارد کمبودها و ناکاملی­های الگوی جوزف کمپبل برای قهرمانان زن را مورد بررسی قرارداده و پس از بررسی مدل‌های مختلف سفر قهرمان زن، با معرفی الگوی «خودآگاهی در جنگل جهان زیرین» استس (۱۳۹۸) به تحلیل سفر قهرمان زن انیمیشن قلعه­ی متحرک هاول (میازاکی-۲۰۰۴) بر اساس این الگو بپردازد. با مقایسه الگوی سفر قهرمان کمپبل و الگوی زن وحشی استس تلاش می‌شود به سوالات اصلی پژوهش درباره تفاوت­های ظاهری و فراتر از آن تفاوت‌های معنایی و رویکردهای متمایز در جهان‌بینی دو الگو پاسخ داده شود. این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و مشخص می­کند که گرچه مسیر رشد قهرمان زن داستان، سوفی، در این انیمیشن با الگوی استس همخوانی دارد، میازاکی در روایت خود این الگو را برای قهرمان مرد تغییر داده و با عمیق­تر کردن سفر قهرمان مرد و ترکیب آن با الگوی سفر قهرمان کمپبل، غنای کار را افزایش داده و در مقایسه با مدل‌های انیمیشن غربی، مدل متفاوت، پیچیده‌تر و جذاب‌تری هم از قهرمان زن و هم از قهرمان مرد برساخته‌است.