اقناعِ سخنورانه در موسیقی یوهان سباستین باخ، با نگاهی بر پرلود سوییت شماره‌ی 3 ویُلن‌سِل در دو ماژور BWV 1009

نویسندگان

1 هیت علمی دانشگاه هنر

doi
10.22059/jfadram.2018.241376.615125
چکیده

مقایسه‌ی موسیقی با زبان از دیر باز امری معمول بوده ‌است. در دوران رنسانس و با رشد انسان‌گرایی، موسیقی نه ‌تنها به صورت دانشی ریاضی بلکه به عنوان علمی در ارتباط با کلام و انتقال مفاهیم و معانی نیز مورد توجه قرار گرفت. این مهم عاملی شد تا در گذر زمان، پیوند عمیقی بین موسیقی و فنِ سخنوری (رتوریک) ایجاد شود. در این میان آهنگسازان آلمانی، جهت استفاده از قدرت اقناعیِ نهفته در فن رتوریک؛ اصول ساختاری، فیگورها و تزئینات رتوریکی را در فرآیند آفرینش یک اثر موسیقی به کار بستند. یوهان سباستین باخ نیز به پیروی از سنت آهنگسازی موسیقی بارُک براساس اصول و قواعد رتوریک آثار فراوانی به رشته‌ی تحریر درآورد. بنابراین، برای دست یافتن به فهم و تفسیری عمیق از موسیقی وی، نمی‌توان شناسایی جنبه‌های رتوریکی بکار رفته در آثار او را نادیده‌ گرفت. مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی حاضر پس از بررسی تاریخی و تبیین ارتباط موسیقی با رتوریک، کاربرد اصول رتوریک در موسیقی را شرح ‌می‌دهد. سپس به بررسی پرلودِ دو ماژور BWV 1009، از منظر اصول رتوریک پرداخته و نشان ‌می‌دهد که باخ چگونه با به‌ خدمت گرفتن عناصر موسیقی مانند سکوت، فواصل، هارمونی و