بررسی نظریۀ «کارکردگرایی صحیح» پلنتینگا به عنوان شرط ضروری معرفت

نویسندگان

1 دکترای فلسفۀ دین. دانشیار گروه فلسفه، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری فلسفۀ دین. گروه فلسفه، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران

doi
10.22034/ksiu.2023.94.231
چکیده

هدف: هدف نوشتار حاضر، بررسی یکی از دیدگاههای مهم در تحلیل معرفت؛ یعنی دیدگاه نوین‌ پلنتینگا، با عنوان کارکردگرایی صحیح بود. روش: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی- انتقادی از طریق گردآوری اطلاعات، مطالعۀ آثار مکتوب و تحلیل مفاهیم، گزاره‌ها و استدلالات انجام شد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که دیدگاههای سابق (اعم از درون‌گرایانه و برون‌گرایانه) به دلیل نادیده گرفتن کارکرد درستِ قوای شناختی به عنوان شرط ضروری معرفت، صدق یک باور را نمی‌توانند تضمین کنند. اما دیدگاه پلنتینگا افزون بر کارکردگرایی درست، متضمن عناصر دیگری همچون نقشۀ طراحی خوب و محیط شناختی مناسب است. البته دیدگاه پلنتینگا خالی از انتقادات نبوده است. مهم‌ترین انتقاداتی که نسبت به دیدگاه وی مطرح شده‌اند، عبارتند از: «مَرد مُرداب» و «مسئلۀ دقت». در این نوشتار، نابسندگیِ دیدگاههای سابق نشان داده شده و همچنین عناصر و مقوّمات دیدگاه پلنتینگا توضیح داده شده و سپس «مَرد مُرداب» و «مسئلۀ دقت» بررسی شدند. پلنتینگا در مواجهه با مسئلۀ دقت، تقریرهای متفاوتی از کارکردگرایی درست ارائه کرد. نتیجه‌گیری: بررسی اشکالات و پاسخهای طرفین نشان داد که تحلیل نهایی پلنتینگا در مواجهه با این دو انتقاد، قابل دفاع است.