مفهوم «تراژدی اگزیستانسیالیستی» در نمایشنامه «مانفرد» اثر لرد بایرون

نویسندگان

1 گروه نمایش، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران

2 دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران

doi
10.22059/jfadram.2018.259305.615218
چکیده

اگزیستانس­ها وجود را تراژیک می­دانستند و معتقد بودند آدمی هیچ­گاه از این وضعیت بغرنج راه فراری نخواهد داشت. در فلسفه آنها، «تراژدی اگزیستانسیالیستی»، تراژدی انسانِ تنهایِ بدون پناهی است که گام به گام به سوی نیستی کشیده می­شود و آگاهی از موقعیت­اش در هستی، او را دچار دلهره و اضطراب می­کند. یک قرن پیش­تر نیز، رمانتیک­ها زندگی را همین­قدر بدبینانه و پوچ و وهم­آلود می­دیدند و نسبت به پیرامون خود احساس بیگانگی داشتند. به­خاطر همین نگرش مشابه است که محققین، جنبش اگزیستانسیالیسم را تا حد زیادی تحت­تاثیر رمانتیسم دانسته و معتقدند بخشی از گفتمان خود را از آن­ها وام گرفته است؛ به­نحوی­که برای یافتن ریشه مفاهیم اساسی اگزیستانسیالیسم، باید در آثار رمانتیک­ها جست­وجو کرد. هدف این پژوهشِ تطبیقی، بررسی تشابهات جنبش­های اگزیستانسیالیسم و رمانتیسم با محوریت مفهوم «تراژدی اگزیستانسیالیستی» است. پژوهش پیشِ رو با رویکردی تاریخی-تحلیلی، عناصر اساسی این تراژدی یعنی «ترس و اضطراب»، «بیگانگی و ازخودبیگانگی» و «نیستی و پوچی» را در نمایشنامه «مانفرد» و دوره رمانتیسم بررسی کرده است. نتیجه نشان می­دهد که عناصر تراژدی اگزیستانسیالیستی در مانفرد وجود داشته و بنیان این تراژدی رمانتیک-بایرونی را شکل می‌دهند: «مانفرد» داستان انسانی مضطرب و بیگانه با جامعه است که بی­توجه به مذهب به دنبال رهایی و آرامش خود می­گردد.