کنراد در آثار ادوارد سعید

نویسندگان
doi
چکیده

این مقاله به بررسی نظرات ادوارد سعید دربارة جوزف کنراد می پردازد می کوشد دلایل مرکزیت این رمان نویس را در آراء سعید روشن کند. به نظر نگارنده‘ بررسی سیرتطور نگاه ناقدانة سعید به آثار و اندیشه کنراد می تواند نمایه ای به نسبه دقیق از سیر اندیشه خود سعید باشد. گذشته از وجوه اشتراک زندگی شخصی این دو متفکر‘ مضامینی چون تبعید‘ هویت و استعمار نیز درآثار آنان محوریت دارند. سعید در نخستین آثارش نگاهی ادبی و زیبایی شناختی به آثار کنراد دارد. اما به تدریج وجه سیاسی نقد او بارزتر و زمینة تاریخی – سیاسی پررنگ تر می شود. «دنیوی بودن» ناگزیر متون ‘ به مسأله کلیدی تحلیل های او بدل می شود و آثار کنراد مثل اعلای این خصلت متون انگاشته می شوند. از دید سعید‘ کنراد بهتر از هر نویسنده اروپایی دیگر در هم تنیدگی جهان‘ متن و نویسنده و پیوند ماهوی میان استعمار و فرهنگ (نمود یافته در گونة فرهنگی بسیار مهم رمان) را ممثل می کند.