نظم گفتمانی در نمایشنامه مرگ یزدگرد بر اساس نظریه فرکلاف
نویسندگان
1 استاد دانشگاه/ تهران
2 دانشجو/ دانشگاه تهران
3 استاد/ دانشگاه تهران
4 استادیار گروه هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jfadram.2019.219667.615006چکیده
چکیده نمایشنامه مرگ یزدگرد شامل نظامهای گفتمانی است که در تحلیلهای اولیه قابل شناسایی نیستند. اما با تحلیلگفتمان انتقادی میتوان به سویههای اجتماعی و ایدئولوژیکی از متن دست یافت که در روشهای دیگر قابل دریافت نیستند. در مقاله حاضر سعی بر این است که با تحلیل نمایشنامه در ساحت تحلیلگفتمان انتقادی، سویهها و گفتمانهای متعارض و متضاد حاضر در آن بررسی شوند. در مقاله حاضر تلاش نویسندگان بر این بوده است که با روش نورمن فرکلاف در تحلیلگفتمان انتقادی، نظم گفتمانی یا ترکیببندی گفتمانهای مختلف با قلمرو مشترک در این نمایشنامه را تحلیل کنند. این روش که بنیان تئوریک خود را با نظریه فوکو آغاز میکند مبتنی بر اصل رابطه مستقیم بین ایدئولوژی و قدرت با زبان است. اما نورمن فرکلاف توانست با بسط نظریه میشل فوکو صورتبندیِ رابطه علمی و عملی بین زبان و مناسبات قدرت و ایدئولوژی را ممکن سازد. حاصل آنکه وجود دو گفتمان متعارض باستانگرایی و ضد باستانگرایی و نیز گفتمانهای اصالت روایت تاریخی و گفتمان نقض روایت تاریخی که در فرم و محتوای نمایشنامه وجود دارد، نظم گفتمانی این نمایشنامه را تشکیل میدهد که با دیدگاه تحلیلیِ فوق به موضوع اصلی تغییر نظام سیاسی هم در نمایشنامه و هم در زمان نگارش متن اشاره دارد.