آستانگی در مناسک حج (مقایسۀ تحلیلی مناسک حج با مفهوم آستانگی و ویژگی ‏های تئاتر گردشیافتی)

نویسندگان

1 کارشناس مرکز رشد هنر و علوم انسانی، در پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jfadram.2018.69005
چکیده

این پژوهش کوشیده است مناسک حج ابراهیمی را، با تمرکز بر مفهوم «آستانگی» نزد ویکتور ترنر و الگوی تئاتر اکسپدیشن یا گردشیافتی تحلیل کند. برای انجام این کار، نخست مفاهیم‏ کلیدی-آستانگی، تئاتر اکسپدیشن، مناسک حج- را تعریف کرده، سپس با تمرکز بر الگوی ترسیمی ترنر از ویژگی‏ های سه‏ گانۀ هر آیین –تجویزی ‏بودن، ریخت ‏مندی، باوری‏ بودن- اعمال و ساختار مناسک حج را-به عنوان یک آیین و از منظری نمایشی- مورد بررسی قرار‏داده است. همچنین، با دسته‏ بندی و بررسی شرایطِ امکانِ «آستانگی» در مناسک یاد‏شده و به‏ دست آمدن چهار شاخص(فردی، اندیشگانی، تبلیغی، انتقادی) به‏ عنوان شیوه‏ های تاثیرگذاریِ مفهوم آستانگی، الگوی تئاتر اکسپدیشن یا گردشیافتی با الگوی ساختاری اعمالِ حج مقایسه شده. برآیند و دستاورد نهایی، بیانگرِ تایید فرضیۀ پژوهش_مبنی بر انطباق، مشابهت و یا همسویی نظریه(آراء ترنر- الگوی تئاتر اکسپدیشن) و متن(مناسک حج)- در دو سویۀ مشابهت و همسویی، و ردِ آن در سویۀ انطباقی بوده است. نیز، برآیندِ قیاس پدیدارشناساختیِ الگوی گردشیافت و مناسک حج، در سطح قالب(اجرا) همسان و در سطح محتوا(انگیزش و هدف‏ گذاری) ناهمسان دانسته‏ شده. انتظار می‏ رود برآیندِ این پژوهش، گام کوچکی باشد در راستای شناخت هرچه‏ بیشترِ داشته‏ های آیینی، نمایشی و فرهنگی و نیز، روشنگر نقش مفهوم آستانگی و تئاتر گردشیافتی به‏ عنوان یک ریختار نوین نمایشی.