بررسی بداههپردازی درموسیقی ایرانی براساس پدیدهشناسی استعلایی
نویسندگان
1 فارغ التحصیل/ دانشگاه گیلان
2 عضو هیأت علمی/ دانشگاه گیلان
doi
10.22059/jfadram.2018.69007چکیده
بداههپردازی، اجرایی در «لحظه» است که حداقل در قرن اخیر شیوهی آفرینش غالب در اجراهای موسیقی ایرانی بوده است. تعاریف متعدد از بداههپردازی مجالی برای مفهومپردازی آن به روش علمی میسر نساخته است. هدف از این پژوهش رسیدن به تعریفی یکدست از فرایند بداههپردازی با تکیه بر روش پدیدهشناسی است. پدیدهشناسی استعلایی، در مقام روششناسی پژوهش، توصیف دقیقی از مراحلی که بداههپرداز از ابتدا تا انتها طی میکند تا به خلق یک اثر موسیقایی ختم شود، مهیا میسازد. در این پژوهش «ردیف» بهعنوان الگوی مرسوم در موسیقی کلاسیک ایرانی مورد توجه است. ابتدا باور طیف سنتگرا بهمثابهی رویکردی که در پدیدهشناسی از آن با عنوان رویکرد طبیعی یاد میشود، در نظر گرفته شد. سپس با به تعلیق درآوردن این رویکرد، راه را برای تطبیق سایر مراحل پدیدهشناسی با بداههپردازی هموار ساختیم. در نتیجهی این تطبیق بستری فراهم شد تا بداههپردازی بهصورتی روشمند، مورد تحلیل قرار گیرد. از یافتههای این تحقیق میتوان گفت رسیدن به ذات ردیف ـ که فواصل مُدها، روند ملودی و ریتم را شامل میشود ـ نفش تخیّل را در آگاهی بداههپرداز برجسته کرده و به تبع آن اجرایی آزادانه با تکیه بر خلاقیت هرچه بیشتر او رقم میخورد. این پژوهش به شیوهی کیفی و با تکیه بر منابع کتابخانهای تدوین گردیده است.