اثر نمایشی از دریچه علوم اعصاب: رابطه اثر و مخاطب بر اساس یافته های آزمایشگاهی

نویسندگان

1 دانشیار

2 دانشجوی دکترا

3 دکترای علوم اعصاب شناختی، دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان انستیتو روانپزشکی تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jfadram.2018.65728
چکیده

بررسی مولفه‌های عاطفی-هیجانی و محتوای شناختی موجود در آثار نمایشی بخشی از تحقیقات علوم اعصاب را در قالب یک حوزه میان-رشته‌ای نوین تشکیل می‌دهد. حوزه فوق تحت مجموعه‌ای با عنوان علوم اعصاب هنر به مطالعه‌ی همبستگی بین فعالیت مغز و کارکردهای ذهن (یا شناخت) هنگام مواجهه‌ی مخاطب با هنرهای نمایشی می‌پردازد و علاوه بر کمک به خالق اثر جهت چینش بهینه‌ی عوامل و تاثیرگذاری هدفمند بر گروه مخاطبین، پژوهشگر علوم اعصاب را در کشف سازوکار مرتبط با پردازش محرک‌های عاطفی و شناختی پیچیده توسط مغز یاری می‌کند. از آنجا که ادراک محرک‌های حسی بیش از آنکه تحت کنترل آگاهی فرد باشد بطور ناخودآگاه یا نیمه‌آگاه بر جلب توجه و ثبت اطلاعات در حافظه تاثیرگذار است، لذا استفاده از روش-های معتبر عصب‌شناختی جهت بررسی مستقیم ارزش عاطفی محرک برای مخاطب -به جای بررسی غیرمستقیم، نظیر مصاحبه و اخذ پرسشنامه- و ثبت تاثیر محرک بر سیستم عصبی خودکار مخاطب فارغ از اراده و آگاهی وی اهمیت دارد. در این مقاله، به عنوان نخستین کار از گروه نویسندگان، مقدمه‌ای بر روش‌های عصب‌شناختی رایج جهت سنجش هیجانات مخاطب و کارکردهای شناختی وی نسبت به آثار نمایشی بیان می‌شود تا زمینه پژوهش آتی در حوزه تحلیل کارکرد مغز مخاطبین هنگام مشاهده‌ اثر، با هدف ارتقاء کیفی هنر نمایش و تاثیرگذاری آن در جامعه فراهم آید.