حذف فعل بدون مرجع زبانی (از اِضمار تا مجوزدهی غیرمستقیم)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی دانشگاه الزهرا

2 دانشیار زبان شناسی دانشگاه الزهرا

doi
10.22059/jolr.2020.270002.666428
چکیده

در این مقاله به بررسی حذف فعلی (اِضمار فعل) در الکتاب سیبویه (م.180 ه.ق) پرداخته­ایم. در ابتدا به اصطلاح­شناسی این حوزه اشاره و توضیح داده شده است که اصطلاح «حذف» در عربی میانه (دوره الکتاب) اغلب به سطح واجی زبان دلالت دارد؛ این در حالی است که «اضمار» به حذف در سطح نحوی (و نیز کاربردی و حتی شناختی) زبان اشاره دارد. از این رو در تبیین داده­های مورد بحث، از اصطلاح «اضمار فعل» بهره خواهیم برد. پس از آن، انواع اضمار فعل در الکتاب معرفی و دسته­بندی جدیدی از آن­ با توجه به دلیل حذف پیشنهاد شده است؛ بر این اساس می­توان دلیل حذف فعل را حضور گوینده و شنونده در بافت موقعیتی یا فرهنگی مشترک و یا حضور عاملی زبانی (دستوری) دانست. علاوه بر این، در این مقاله داده­ها از منظری متفاوت مورد توجه قرار گرفته­اند؛ از منظر مدلی صوری که برای تحلـیل زبان طبیعی به‌کار برده می­شود: مدلی همچون «دستور موازی». چرا که داده­ها هر چند که برآمده از بافتی تاریخی هستند، می­توانند در نمونه­های زنده زبان­های دنیا تناظرهایی داشته باشند. در چارچوب دستور موازی، پیشنهاد کرده­ایم تا سطحی شناختی میان روساخت نحوی داده­ها و مرجع غیرزبانی‌شان در نظر گرفته شود؛ سطحی که گوینده و شنونده را قادر می­سازد که عبارت حذفی را با وجود ساخت حداقلی نحوی تولید و یا درک کنند و آن را با مرجع غیرزبانیش به درستی مرتبط سازند. ارتباط میان داده­ و مرجع غیرزبانیش در قالب سازوکاری از دستور موازی که به «مجوزدهی غیرمستقیم» معروف است تبیین شده است. سازوکاری که به نظر می­رسد با «تقدیر» که فرایندی تعبیری در دستور زبان عربی دوره میانه است شباهت­هایی دارد. پیشنهاد ما هم‌چنین با مدل کلی ساخت ذهن که توسط جکندوف (1997، 2002، 2010) مطرح شده، هماهنگ می­باشد و علاوه بر آن می­تواند جنبه­هایی از حذف بافتی در عربی دوره میانه را که با کلید واژه «حال» بیان شده تبیین نماید.