واکاوی بنیان های ادبی و فلسفی در اپراهای واگنر

نویسندگان

1 کارشناس ‏ارشد آهنگ‏ سازی، پردیس ‏‏‏هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 کارشناس ‏ارشد آهنگ ‏سازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jfadram.2017.136205.614882
چکیده

هدف از نگارش این مطالعه جستاری دربارة بنیان‏های ادبی و فلسفی اپراهای واگنر است. اهمیتِ پرداختن به موضوع این مطالعه در این است که اپراهای واگنر شاخص‏ترین آثار موسیقاییِ وی‏اند. برای دست‏یابی به چرایی و چگونگی بهره‏گیری واگنر از عناصر گوناگون موسیقایی، ناگزیر به مطالعة مواردی هستیم که شالوده‏های اندیشگی این هنرمند را شکل داده‏اند. در این مطالعه از الگوهای هم‏زمانی و درزمانی در زندگی موسیقایی واگنر استفاده شده است. در این الگوها ادبیات و فلسفه از اهم مواردی هستند که به طور خاص‏ـ در کنار موارد فراوان دیگر، همچون سیاست و مذهب‏ـ نوعِ نگرش‏ و پایه‏های جهان‏بینیِ‏ واگنر را بنیان نهاده‏اند. همچنین، از این رهگذار است که می‏توان ابداعات بی‏بدیل موسیقایی او را نظیر خلق و استفاده از لایت‏موتیف، خطوط آوازی، هارمونی بدیع، تنوع ارکستراسیون، و حتی اندیشه و ساخت تالار مخصوص برای اجرای اپراهای سترگش را بیشتر درک کرد و دریافت که وی برای رسیدن به آرمان‏های ذهنی‏ و نمایش دغدغه‏های فلسفی و زیباشناسانة خویش چگونه به ساختار‏شکنی در اغلب عناصر موسیقی اپرایی دست زده است. بدون ‏شک، در این راه نقش افراد مهمی همچون شوپنهاور و نیچه در فلسفه، هاینه در ادبیات، و یوهان سباستیان باخ و بتهوون‏ در حوزة موسیقی را نمی‏توان نادیده انگاشت.