سینما از نگاه زیباشناسی افلاطون و ارسطو

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفة غرب، دانشکدة ادبیات، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشتة فلسفة غرب، دانشکدة ادبیات، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22059/jfadram.2017.133527.614864
چکیده

نزد فیلسوفان یونان باستان، آنچه امروزه بدان هنرهای زیبا یا هنرهای نمایشی می‏گوییم دارای فرایندی تقلیدی یا محاکاتی است؛ کنش تقلید و داوری دربارة آثار هنری تابع قوانین و معیارهایی بوده است. سینما را نیز می‏توان در زمرة هنرهای تقلیدی به‏شمار آورد. در این جستار به بررسی دیدگاه‏های دو فیلسوف دنیای قدیم، یعنی افلاطون و ارسطو، می‏پردازیم. بنابراین، نخست امکان اخذ نظریه یا فلسفه‏ای در خصوص سینما را در اندیشة ایشان بررسی می‏کنیم. سپس، به بررسی سینمای مطلوب از نظر ایشان در صورت امکان می‏پردازیم. افلاطون در دفتر دهمجمهوری از معیارهایی برای پذیرش یا نپذیرفتنِ هنرهای محاکاتی در زیباشهر خود سخن می‏راند. مرجع اصلی برای درک آرای ارسطو در خصوص هنرهای تقلیدی رسالة بوطیقا است. روش بررسی در مطالعة حاضر تحلیلی- توصیفی است. از جمله نتایج این پژوهش عبارت‏اند از: بررسی و نقد نظر افلاطون دربارة هنر، به‏ویژه در نسبت آن با ساختار سینما. اساساً به واسطة ناآشنایی با مبانی اندیشة وی انجام پذیرفته است. همچنین امکان اخذ ملاک‏هایی برای ارزش‏گذاریِ آثار سینمایی در اندیشة افلاطون و ارسطو وجود دارد و می‏توان ویژگی‏های سینمای مطلوب از نظر ایشان را نیز ترسیم کرد. در این مطالعه تا حدی به این مهم پرداخته‏ایم.