بررسی سطح مهارتهای تفکر انتقادی در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی آبادان
نویسندگان
1 دانشجوی رشته پزشکی، کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی آبادان، آبادان، ایران.
2 دکترای تخصصی آمار زیستی، استادیار، گروه بهداشت عمومی، دانشگاه علوم پزشکی آبادان، آبادان، ایران
3 دکترای تخصصی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، استادیار، گروه بهداشت عمومی، دانشکده علوم پزشکی بهبهان، بهبهان، ایران
4 دکترای تخصصی علوم تشریحی، استادیار، گروه علوم تشریحی، دانشگاه علوم پزشکی آبادان، آبادان، ایران.
doi
10.32592/JSMJ.22.6.724چکیده
مقدمه: به دلیل آنکه در حوزهی علوم پزشکی ارایه دهندگان با مسائل پیچیدهای مواجه هستند، دارا بودن تفکر انتقادی یکی از مهارتهای مهم در تصمیمگیریهای درست بالینی محسوب میشود. لذا یکی از استانداردهای آموزش پزشکی تفکر انتقادی در دانشجویان است. روش کار: مطالعه حاضر توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی بود. دادههای مطالعه شامل مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه استاندارد کالیفرنیای B بود. برای انجام مقایسهها و ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی همبستگی بین دادهها استفاده شد. نتایج: یافتهها نشان داد که میانگین نمره تفکر انتقادی دانشجویان پزشکی شرکت کننده (6/2 ±) 05/8 بوده است. همچنین مولفههای تحلیل و استنتاج به ترتیب بیشترین (58/1 ±) 5/2 و کمترین (04/1 ±) 51/2 سطح از نمره قابل اکتساب را داشتند. تفکر انتقادی با همهی مولفههای خود همبستگی مثبت معناداری دارد (001/0>P). تفاوت سطح تفکر انتقادی بر اساس جنسیت و منطقههای کنکور به لحاظ آماری معنادار نبود (05/0P>). تحلیلها نشان داد که تفکر انتقادی با سن (159/0=r ، 018/0=P) همبستگی مثبت معناداری دارد اما با سنوات تحصیلی (216/0-=r ، 001/0=P) و معدل ترم گذشته (492/0-=r ، 012/0=P) همبستگی منفی معناداری دارد. نتیجهگیری: دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی آبادان از سطح مطلوبی از تفکر انتقادی که برای اتخاذ تصمیمات مناسب و اثربخش ضروری است، برخوردار نیستند و با معدل درسی و سنوات تحصیلی رابطه معکوس دارد. لذا نظام آموزشی فعلی در دانشگاه نتوانسته به نحو مطلوبی این مهارت حیاتی را در دانشجویان پزشکی افزایش دهد.