منطق مکالمه در فیلم خشت و آینه (1343)، اثر ابراهیم گلستان
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22059/jfadram.2017.62976چکیده
پس از اعلام سیاستهای مبتنی بر گسترش مناسبات سرمایهداری و سرکوب سیاسی مخالفان، همگام با آغاز مدرنیزاسیون پهلوی دوم و همزمان با آغاز برنامههای توسعة اقتصادی و اجتماعی در دهه های 1330 و 1340 خورشیدی، برخی از سینماگران ایرانی فرم و مضامین متفاوت با جریان فیلمسازی تجاری را تجربه کردند. دلایل گوناگونی برای این تحول میتوان برشمرد؛ از جمله شرایط اجتماعی، ارتباط سینماگران با محافل ادبی، و تحولِ ادبیات داستانی در ایران و اقتباس از آثار ادبی مدرن. فیلم خشت و آینه (1344)، اثر ابراهیم گلستان، از جمله فیلمهایی است که از نظر درونمایه و فرم متفاوت و بدیع است. شیوة روایت فیلم خشتو آینه کاملاً به آنچه میخائیل باختین، یکی از مهمترین نظریهپردازان ادبیات در سدة بیستم میلادی، با عنوان «نظریة منطق مکالمهای» مطرح کرده، مرتبط است. هدف از پژوهش حاضر بررسیِ پیوستگی تحولات سینمای هنری و جامعة ایران با مدرنیزاسیون دهة 1340 خورشیدی به روش توصیفی- تحلیلی است و همچنین مقایسة فیلم خشت و آینهبا دیدگاه باختین و منطق مکالمهای او. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که فیلم خشت و آینه، به منزلة یکی از مهمترین آثار سینمای ایران، از شیوههای روایی مدرن و منطق مکالمهای باختین بهره برده است.